هنر داستان پردازی، کلید پیشرفت گردشگری
رؤیای تجارت گردشگری با تجارت رویا
هنر داستان پردازی، کلید پیشرفت گردشگری
بهروز نصر آزادانی
روزنامه دنیای اقتصاد سه شنبه 26 بهمن ماه
انتشار قسمت اول در روزنامه اصفهان زیبا 27 بهمن ماه
انتشار قسمت دوم در روزنامه اصفهان زیبا 5 اسفندماه
... تصور کنید گردشگران در مراکز تفریحی ما شاهد شاهنامهخوانی باشند یا لباس نقالی پوشیده و خود شروع به داستانپردازی کنند. احساس و خاطرهای که از این کار بهجا میماند ماندگارتر و فانتزیتر از تماشای صرف کالبد و محیط کمنشاط سایتهای گردشگری خواهد بود....
در صنعت توریسم و اکوتوریسم، بیشتر گردشگران یا مسافرین و حتی شهروندان شهرهای مقصد، غالباً به مکانی میروند که در آن تجربهای دریافت کنند؛ آن هم تجربهای لذتبخش، ماجراجویانه، هیجانانگیز، گاهی رویایی و فانتزی و البته به یادماندنی، تا پس از برگشتن از سفر، داستان آن را برای دوستان و آشنایان خود تعریف و بازگو کنند و بازگویی همین داستانهاست که رفتن به بسیاری از مکانهای گردشگری را آرزوی دوستداران و علاقمندان سفر کرده است.
با توجه به اهمیت فوقالعاده و نتایج درخشان این صنعت در سراسر دنیا، رقابت میان شهرها و حتی روستاها و در نتیجه رقابت بر سر جذب گردشگران افزایش یافته است. در این میان، بیشتر صاحبنظران میگویند کلید پیشرفت صنعت گردشگری، «داستانسرایی» و داستانپردازی است و اگر کسی بخواهد در این زمینه و درآینده موفق باشد باید این هنر را داشته باشد.
منظور این است که هر کسبوکاری در مراکز و کانونهای گردشگری و تفریحی بايد بتواند داستانی جذاب و فریبنده درباره تجربههایی که به گردشگران یا مشتریان خود ارائه میدهد، بسازد. دغدغه این داستانها هم باید اين باشد که مصرفکننده چگونه شیفته و فريفته تجربههای طراحیشده در مقصد شود. و در یک کلام، باید بجای ارائه آثار فرهنگی به گردشگران، داستان و رویا عرضه کرد و فروخت. شاید شما هم در سفرهای خود یا حتی در تبلیغات شهرها و کشورهای دیگر دیده باشید که چه داستانها و مضامیني را درباره تجربههایی که شما در آنجا کسب خواهید کرد، ميسازند (و به هم میبافند) تا موفق به جذب ما شوند.
گاهی بسیاری از شرکتها و شهرها از چنان داستانهای فریبنده و خوبی برخوردارند که دیگر نیازی به تبلیغ ندارند، چون قصه یا داستان آنها، خودش گوياي همهچیز میشود.
به طور مثال تاج محل هندوستان امروز یکی از مکانها و کانونهای توجه میهمانان این کشور شده است و کسانی که به این کشور و این مکان سفر کردهاند میدانند با شیوههای متنوع و گوناگون و بهرهگیری از هنرهای تصویری، موسیقیایی، چندزبانی و.... چنان این مکان زیبا و داستان پشت آن را در اذهان مینشانند که هر کس، پس از بازگشت به کشورش، دیگران را برای بازدید از این مکان تشویق میکند. امروزه حتی کشورهایی که پیشینه تاریخی چندانی هم ندارند خود سوژه و داستان میآفرینند، مثلاً با به نمايش گذاشتن لوازم و تجهيزات هنرپیشهها يا مکانهای تصویربرداری فیلمهای تاریخ سینما وایجاد امکان بازآفرینی صحنههایی از فیلم توسط گردشگران و به عبارتی الحاق داستان یا روایتی اضافه به آن مکان چنان جذابیتی ایجاد میکنند که هر علاقمندی را تشویق به سفر میکند، حتی اگر اهل سفر نباشد.
دلیل اصلی این داستانسازیها این است که داستانها بیشتر، دل ما را تسخیر میکنند تا عقل ما را و این برانگیختگی عواطف، هیجانات و احساسها در دل مخاطبین است که در دنیای گردشگری بازارسازی میکند. در همین ارتباط، امروزه از جامعه رویایی صحبت میشود که در آن بازار رویاها بینهایت بزرگتر از بازار واقعیتها است و بازار احساسات و عواطف، بر سر بازار محصولات فیزیکی سايه میاندازد. به همین دلیل، میگویند شرکتهای فعال به ویژه در صنعت گردشگری در آینده ناگزیر از فروش احساس، عاطفه و هيجاناند.
در شهري با برند «نصف جهان»، صدها اثر تاريخي و طبيعي وجود دارد كه وراي آن داستاني زيبا نهفته است، متأسفانه سالهاست که اصفهان و مراکز دیدنی و شگفتانگيز آن به عنوان مقاصد گردشگری بینالمللی، عاری از هر گونه داستان، فانتزی، هیجان و تجربه رویایی شده و این مانع بزرگی بر سر راه گسترش و توسعه گردشگری در این کلانشهر به شمار میرود. باید گفت زمان نمایش آثار تاریخی و ارتباطات انفعالی با آنها و مصرف علائم، نمادها و نشانههای فرهنگی به سر آمده است. نمیتوان انتظار داشت که گردشگران به صورت منفعل و انفعالی از مراکز گردشگری ما بازدید کنند و بدون غوطهوری در فانتزی و رویا و در نتیجه بدون کسب تجربههای هیجانانگیز و رویایی و قابل بازتعریف، باز هم شور و اشتیاق سفر به اصفهان در دل آنها شعلهور شود.
یک پیامد ساده و بدیهی این امر، نبود بازاریابی احساسی، ادبی و دهان به دهان برای شهر ما در بین مردمان کشورهای دیگر به منظور جذب گردشگران دیگر است. چرا که اين گردشگران هستند كه درباره تجربههای بهیادماندنی خود متنهايي نوشته و همراه با عکسها و تصاویر خاطرهانگیزشان منتشر میکنند تا به تبلیغات شهر ما کمک کنند. آنها هستند که درباره زمان و مکان وقوع «داستانهای شخصیشان» در سفرهای خود مطالبي را مینویسند و به اشتراک میگذارند.
امروزه در گردشگری میبینیم که افراد عادی به سمت اين میروند که به عنوان انسانهایی خلاق، در پي خلق و کسب تجربه رویایی از جذابیتهای فرهنگی باشند. مطالعات مختلف در زمینه عکسبرداری گردشگران نشان میدهد که زاويه ديد آنها این است که چگونه جاذبههای گردشگری را به صحنههایی برای قاببندی داستانهای شخصی خودشان تبدیل کنند. چون عکسها براي این گرفته میشوند تا آگاهانه، خاطراتی برای آینده آنها بسازند. انگیزه اصلی در عکسبرداری گردشگر، پیوند لذت از زمان حال با لذتهاي آینده از راه بازسازی خاطرات است. اما بین عکسها و فیلمهایی که در حین رویدادهای گردشگری در شهرهای پیشرفته گرفته میشود با عکسها و فیلمهایی که در فضاهای گردشگری ما گرفته میشود تفاوت بسیاری وجود دارد.
شاید ذکر مثالهايي اهمیت و جایگاه این موضوع را روشنتر کند. در برخی مناطق گردشگری، مردم را به سمت چشمهای میکشانند تا در آن سکهای انداخته و چشمانتظار برآورده شدن آرزوهایشان با بازگشت به همان مکان شوند. البته بحث ما بررسي جايگاه خرافي آن نيست، بلكه طراحی تجربه، کنش نمادين و خلق داستانی است که برای گردشگران انجام میدهند تا باعث جذب آنها شوند. بالاخره مردم دنیا هر یک شیوه و سنت خاصی برای برآوردن آرزوهای خود دارند. یا در فوارهی تروی، ایتالیا، توريستها یک سکه مياندازند، و داستانسرايي و توضيحات توسط راهنماها ارائه میشود. حتی شیوه آن نیز داستانسرایی میشود، «این کار را حتماً در حالی که پشت به فواره ایستادهاید انجام دهید و آن را از روی شانهی چپتان پرت کنید»، یا پرتاپ سه سکه باعث ازدواج زودهنگام شما، یا تحکیم روابط زناشویی میشود! یا دوباره به همین مکان باز خواهید گشت! و....»
بيمناسبت نيست براي مشخص شدن نقش نمادگرایی و داستانپردازی در جذب گردشگر، برخی استخرها و «چشمه آرزوها» در چند كشور را معرفی کنیم که پشتوانه هر كدام از آن داستانهاي جالبي است كه تأكيد بر برآورده شدن آرزوي بازديدكنندگان دارد! مثلاً فواره سوآن پنسیلوانیا، فوارهی عشق اروگوئه، فوارهی بتزدا شهر نیویورک، چشمه آرزوهای کنوادونگا، اسپانیا، چشمهی آرزوهای آپوی انگلستان، چشمهی کلوتی اسکاتلند، چشمه آرزوهای سیندرلا در فلوریدا و ...
در کشور چهار فصلمان هم پتانسیلهای فراوانی وجود دارد، به طور مثال چشمه باغ فين کاشان (باغ شاه): علاوه بر جایگاه تاریخی و تفریحی، در گوشه ای سکههایی توسط بازدیدکنندگان در شتر گلوی صفوی انداخته میشود که علاوه بر سرگرمی اعتقاد بر آن دارند اگر سکه داخل آن حفره برود به آرزویشان رسیدهاند، گفته میشود، اصطلاح «پول در آب ریختن» یک اصطلاح کهن در فرهنگ مردم کاشان است. این یک اصطلاح آیینی است که باید ریشه آن را در کهنترین قسمتهای اوستا جستجو نمود. پول ریختن در آب نوعی قربانی و نذر و بخشش و گاه فدیه دادن است. نمونه دیگر حوض ماهی در آرامگاه سعدی در شیراز: مراسم و باورهاي مردم شيراز بر اين باور بوده که ماهيهاي اين آب مقدس است و هيچ کس حق صيد آنها را ندارد. امروزه هنوز مردم کوي سعدي بر اين باورند و در حوض ماهي سکه مي اندازند تا آرزوهايشان برآورده شود، گروهي ديگر معتقدند اگر دختر يا پسري دست و روي خود را با اين آب بشويد بخت او باز ميشود و به خانه بخت ميرود!
سخن بر سر تأیید و یا رد این داستانها نیست، تنها از دیدگاه صنعت گردشگری، بازنمایی و بازآفرینی این داستانها برای گردشگران تجربهای لذتبخش، ماجراجویانه، هیجانانگیز، رویایی و فانتزی و البته به یادماندنی ایجاد خواهد کرد. تصور کنید گردشگران در مراکز تفریحی ما شاهد شاهنامهخوانی باشند یا لباس نقالی پوشیده و خود شروع به داستانپردازی کنند. احساس و خاطرهای که از این کار بهجا میماند ماندگارتر و فانتزیتر از تماشای صرف کالبد و محیط کمنشاط سایتهای گردشگری خواهد بود.
اين نمونه كوچكي بود براي اينكه نشان داده شود براي رونق هر کسبوکاری در مراکز و کانونهای گردشگری و تفریحی، ميتوان با كمترين امكانات كارهاي بزرگ، ماندگار، سرگرمكننده انجام داد كه منافع آن مستقیم و غیرمستقیم عايد مردم و كشور گردد. نباید فراموش كرد گنجينه و حافظه تاريخي شهرمان سرشار از داستانها و قصههاي شيرين، درسآموز و جذابی است كه با كمي هنرمندي و پرداخت ميتواند شور و اشتیاق همه را برای حضور در آنها دوچندان کند.
اصفهان مهد جاذبههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی کشور در کنار طرحهای رفاهی، تفریح و فرهنگی نوین مثل: آكواريم، شهر روياها، باغ پرندگان و خزندگان، باغ گلها، تلهسيژ، تلهكابين، هایپراستارها و... و اضافه شدن هنر داستانسرایی، فرآیند و چرخه گردشگری بهیادماندنی را تکمیل خواهد کرد.
در مجموع باید گفت صاحبان کسب وکار و سرمایهگذاران در صنعت گردشگری به ویژه آنهایی که در شهر فعالیت دارند، باید برای کسب موفقیت در این عرصه نسبت به طراحی و خلق تجربههای فانتزی برای گردشگران اقدام کرده و داستانهایی را برای این فانتزی به هم ببافند که عواطف، هیجانات و احساسات گردشگران را برانگیخته کند؛ تا شاهد رونق هر چه بیشتر و بهتر گردشگری شهری در اصفهان باشیم.

متن خبر در ایمنا
