راهی به سوی آینده بخش دوم
هدایت و هماهنگی فعالیت سازمانها با مفهوم کیفیت زندگی
سازمانها چشماندازهای مختلفی دارند و هر کدام آیندهای را در راستای آینده شهرداری برای خود متصور شدهاند. اما تمامی چشماندازها و اقداماتیکه پیرو آنها تعریف میشوند باید در راستای افزایش رضایت شهروندان باشد. در حال حاضر، مفهومی که برای تحقق بخشیدن به رضایت شهروندان به کار میرود، کیفیت زندگی است که توجه خاصی به ابعاد رضایت ذهنی شهروندان دارد. در این چارچوب، نیاز شهروندان به آرامش، امنیت و همبستگی اجتماعی در قالب پرسشنامههای حرفهای که توسط متخصصین امر طراحی شده بررسی میگردد و سپس برای رفع این نیازها برنامههای اجرایی تهیه و اجرا میگردد. باید توجه داشت سوالات این پرسشنامهها نیازهای عمیقتر از نیاز به پارک، پل، خیابان و اقلامی از این دست را بررسی میکنند و به دنبال ابعاد اساسی خوشبختی شهروندان همچون احساس بهزیستی مادی، احساس بهزیستی فیزیکی، احساس بهزیستی هیجانی، پذیرش اجتماعی، و رشد فردی میباشد. سپس، در پرتو ابعاد مختلف کیفیت زندگی است که پروژهها و اقدامات مختلف، تهیه و اجرا خواهند شد.
حال با توجه به اینکه در ماموریت و چشمانداز شهر اصفهان نیز به واژگان و عباراتی همچون محیط مطلوب زندگی، آرامش، ایمنی، نشاط، امید، بهبود مستمر کیفیت زندگی مردم در ابعاد مادی و معنوی، شهری چشمنواز، سرسبز، آباد، روان، ایمن، سالم و هوشمند اشاره شده و یکی از اهداف کلان آن نیز ارتقای شاخصهای کیفیت زندگی شهروندان با تأکید بر افزایش رفاه و شادابی مردم میباشد، لازم است پروژهای پژوهشی در راستای تعیین ابعاد و شاخصهای کیفیت زندگی که در واقع تعیین مفهوم عملیاتی بسیاری از واژههای ذکرشده در سند برنامه شهرداری است انجام پذیرد. سپس بر اساس نتایج آن، هر یک از بخشهای مختلف شهرداری در هماهنگی با سایر بخشها به تنظیم برنامه خود بپردازد.
متاسفانه در اسناد راهبردی سازمانها، یا به مفهوم کیفیت زندگی توجه نشده یا اگر مستقیم یا غیرمستقیم به آن اشاره شده، این اشارات تعریف یکسانی در سازمانهای مختلف ندارند و در یک راستا نمیباشند. به همین دلیل است که اتخاذ چنین رویکردی شرط لازم هماهنگی جهت افزایش رضایت شهروندان میباشد وگرنه بخشهای مختلف با برداشتهای متفاوت از مفاهیمی همچون آرامش، ایمنی، نشاط و امید که قاعدتاً بدون یک پیمایش اصولی، هیچکدام با برداشت مردم از این مفاهیم منطبق نخواهد بود، به ارائه برنامهای متفاوت خواهد پرداخت که آثار آن میتواند در تناقض با یکدیگر باشد.
نرمافزار ارزیابی عملکرد
بیشک یکی از دغدغههای اصلی امور سازمانها در سه سال گذشته بکارگیری نرمافزار ارزیابی عملکرد برای سازمانها بوده تا از طریق آن فرایند ارزیابی، تسهیل شده و اطلاعات جدید یاریگر انجام تحلیلهای قوی برای سازمانها باشد. از این رو، علاوه بر مطالعه و پژوهش در زمینه روش ارزیابی متوازن و نرمافزارهای مرتبط با آن، امور سازمانها تجربه عملی گرانقدری هم داشته داشته که این مجموعه را واجد بصیرت برای تصمیمگیری در حوزه نرمافزارهای ارزیابی عملکرد نموده است. از طرفی همانگونه که قبلاً ذکر شد، تسری ارزیابی عملکرد با چالشهای مدیریتی، انسانی و اطلاعاتی روبروست. پیادهسازی نرمافزار ارزیابی عملکرد نیز به عنوان بخشی از فرآیند پیادهسازی، با شدت بیشتری با همین چالشها مواجه میباشد. از این رو، در توسعه یا خرید چنین نرمافزارهایی و در پاسخ به چالشهای مذکور، توجه به مواردی که در ادامه میآید ضروری است.
پرهیز از واردات:
پروفسور ریچارد هیکس، استاد انفورماتیکِ توسعه از موسسه مدیریت و سیاستگذاری توسعهی دانشگاه منچستر، از صاحبنظرانی است که در زمینه حکمرانی الکترونیک که برنامهریزی راهبردی و ارزیابی عملکرد جز لاینفک آن میباشد (1997UNDP, )، پژوهشهای زیادی انجام داده است. وی معتقد است به دلیل عدم اطمینان رهبران سازمانهای کشورهای در حال توسعه به محصولات و خدمات داخلی، اقداماتصورت گرفته در راستای حکمرانی الکترونیک از خارج از کشور و توسط فروشندگان و مشاوران ذیربط آنها میباشد. لذا سیستمهای نامناسب به مجموعه تحمیل خواهد شد؛ سیستمهایی از سایر بخشها و کشورها که با واقعیتهای موجود آن کشور تطابق ندارند (هیکس، 2001).
ماژولار بودن و پیادهسازی تدریجی:
با توجه به اینکه در فرآیند توسعه و تسری نرمافزارهای ارزیابی عملکرد، افراد و نهادهای پرشماری درگیر میشوند (چه به عنوان عامل توسعه و چه به عنوان مخاطب)، توسعه آنها غالباً پروژهای عظیم است. همچنین به دلایلی از جمله فشار بالادست، پروژههای اینچنینی غالباً بلندپروازانه هستند. اما هرچه پروژه بزرگتر و حجیمتر باشد، ریسک شکست آن افزایش مییابد. از طرفی از آنجا که تغییرات در فضای سازمانی با شدت و سرعت رخ میدهد و طبیعتاً انتظارات از کارکردهای نرمافزار را تغییر میدهد، طراحان باید چنین پروژههایی را بازنگری کنند تا محدوده تغییرات هزینهزا در زمانهای آتی را تا حد ممکن کاهش دهند (همان منبع).
طولانی کردن افق زمانی این پروژهها یک تکنیک موثر است. همچنین اجماع فزایندهای بر توسعه ماژولار و تدریجی (گام به گام) این سیستمها وجود دارد بدین معنی که سیستم با گامهای کوچک و بر اساس نیازهای مجموعه توسعه یابد (همان منبع). این توسعه تدریجی به سازمانها اجازه میدهد سطح دانش و مهارت کارکنان خود را متناسب با خبرگی مورد نیاز برای کارکردن با چنین سیستمهایی افزایش دهند و در هر بازه، تنها از آن دسته خدمات نرمافزاری استفاده کنند که قبلاً بستر آن را فراهم نمودهاند.
مصداق بارز نیاز به توسعه گام به گام و تدریجی نرمافزارهای ارزیابی عملکرد، مجموعه شهرداری اصفهان و بالطبع سازمانهای آن است که علاوه بر چالشهای مدیریتی، اطلاعاتی و انسانی، هر کدام شرایط و ویژگیهای خاص خود را دارند. اول اینکه موضوع فعالیت این سازمانها متفاوت است و هر کدام علاوه بر نیاز به ماژولهای کلیدی ممکن است به برخی ماژولهای خاص نیاز داشته باشند. همچنین در مورد ماژولهای کلیدی همچون ماژول ارزیابی عملکرد، سازمانها به کل زیرماژولهای آن نیاز ندارند. یک یا دو سازمان تقریباً تا سطح کارت امتیازی افراد پیش رفته اما سایر سازمانها در حد سنجههای اهداف خرد آن هم فقط در سطح کارت امتیازی هیات مدیره و نه سایر بخشها، باقی ماندهاند.
بنابراین توسعه تدریجی و ماژولار کمک میکند سازمانها متناسب با سطح پیشرفتشان در برنامهریزی راهبردی و ارزیابی عملکرد از نرمافزارهای مرتبط استفاده کنند. این نکته وقتی بسیار اهمیت مییابد که هزینه توسعه گام به گام را با هزینه خرید کلی یک نرمافزار آماده مقایسه کنیم. در حالت دوم چنانچه مجبور باشیم به علت شرایط شرکت فروشنده، تمام قابلیتهای یک نرمافزار آماده را خریداری کنیم، طبیعتاً تا زمانی که سازمان به مرز آمادگی مطلوب برای استفاده از نرمافزار نرسد، پرداخت هزینه برای ماژولهای بلااستفاده، اصلاً توجیهپذیر نخواهد بود. دقیقاً مثل این است که آخرین مدل موبایل با حداکثر امکانات را فقط برای برقراری چند تماس ساده در روز خریداری کنیم. لازم به ذکر است توسعه تدریجی و ماژولار در توسعه نرمافزار ارزیابی عملکرد در سازمان فاوا رعایت گردید. اما سازمان که هم از نظر تسری ارزیابی عملکرد و هم نرمافزاری جزء بخشهای پیشتاز شهرداری بوده و به طور کلی از مجموعههای با دانش علمی بالا و کارکنان توانمند محسوب میشود، هنوز موفق به بکارگیری مطلوب سیستم نرمافزاریِ طراحیشده برای ارزیابی عملکرد نشده است!
در هر حال، همانگونه که در سال 87 پيشنهاد خريد ماژول ارزيابي عملكرد نرمافزارهای معتبر و گرانقیمت بینالمللی پس از بررسيهاي متعدد، با استناد به دلایلی از جمله عدم بلوغ سازمانها برای پیادهسازی این سیستمها مورد تردید قرار گرفت، اکنون و با توجه به تجربه عینی که در زمینه عدم آمادگی برای پیادهسازی یکباره این سیستمها بدست آمده، جداً باید نسبت به صرف هزینه هنگفت دراین راستا حساس بود. مضاف بر اینکه در شرایط تحريمهاي بينالمللي، تضمین کافی برای ادامه پشتیبانی توسط نمایندگیهای ایرانی این شرکتها وجود ندارد.
مستند شدن الگوی تسری:
قبل از هرگونه اقدام برای توسعه و یا خرید نرمافزار لازم است الگوی تسری ارزیابی متوازن در کل مجموعه شهرداری معلوم بوده و جایگاه سازمانها در آن مشخص گردد. قطعاً سطح اول تسری ارزیابی متوازن سازمانها که کارت هیات مدیره سازمان میباشد در ارتباط با کارت سایر بخشها اعم از معاونتها، مناطق و دیگر سازمانها معنی مییابد. پس، اشتباه در پیوند این کارت با کارت سایر بخشها، کل کارتهای امتیازی پایینتر از کارت امتیازی هیات مدیره سازمان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. بنابراین حتماً لازم است برای خارجشدن الگوی تسری کارت امتیازی متوازن در مجموعه شهرداری از حالت ذهنی و نقد دقیق و علمی آن، این الگو را بر روی کاغذ پیادهسازی نمود. الگوی تسری، بدون شک کلیدیترین مرحله پیادهسازی روش ارزیابی متوازن در مجموعه شهرداری است که بر سازمانها هم تاثیر دارد و هر گونه اشتباهی در این مرحله منجر به ضرر هنگفت خواهد شد. همچنین باید یادآور شد این نرمافزارها نیستند که الگوی تسری را مشخص مینمایند بلکه الگوی نظری تسری است که باید به نرمافزار شکل دهد. حال با توجه به پیچیدگیهای ارتباطی بین مجموعههای مختلف شهرداری، بار دیگر حسن توسعه گام به گام و تدریجی نرمافزار ارزیابی عملکرد در برابر خرید یکباره نرمافزاری که الگوی تسری آن از قبل مشخص شده است، نمایان میگردد. در واقع انعطافپذیری توسعه تدریجی بسیار بیشتر از خرید محصولات آمادهاست. خلاصه اینکه آنچه مهمتر از خرید یا توسعه نرمافزار است ارائه و بررسی علمی الگوی تسری ارزیابی عملکرد برای کل مجموعه شهرداری است که طبیعتاً بر سازمانها هم تاثیر خواهد گذاشت.
شراکت در امتیاز توسعه نرمافزار و کاهش هزینهها:
یکی از اصلیترین معیارهای انتخاب نرمافزارهای ارزیابی عملکرد، هزینه طول عمر محصول شامل مواردی چون هزینه خرید، هزینه خدمات پس از فروش و هزینه آموزش است که قاعدتاً هزینه خرید، مربوط به مجوز (license) استفاده از نرمافزار میشود و منبع (source) نرمافزار را در برندارد. هزینههای مذکور در رابطه با نرمافزارهای ارزیابی عملکرد زیاد است ولی در شرایط توسعه نرمافزار با یک تیم بیرونی میتوان نقش شهرداری در این الگو را به گونهای تعریف کرد که نه تنها منجر به کاهش هزینهها شده بلکه در بلند مدت سود هم به همراه داشته باشد. در واقع، شهرداری میتواند با سرمایهگذاری در توسعه نرمافزار، شریک آن باشد و از منافع بلندمدت آن بهرهمند شود. مشابه این کار در دانشگاه صنعتی اصفهان و در رابطه با نرمافزار گلستان رخ داده که الگوی موفقی بوده و استقبال خوبی از آن در کشور به عمل آمده است. نحوه کار بدین صورت بوده که دانشگاه سرمایهگذار اصلی در توسعه نرمافزار بود و پس از تولید، بخشی از سهام آن را به شرکتی واگذار نموده تا آن شرکت وظیفه توسعههای آتی و بازاریابی و فروش محصول را به عهده داشته باشد. دانشگاه علاوه بر سود ناشی از سهام، از هر ماژول جدیدی هم که توسعه یابد، به طور مجانی استفاده خواهد نمود.
در پایان بار دیگر یادآور میگردد، با توجه به شرایط و آمادگی اندک شهرداری برای پیادهسازی ارزیابی متوزان، اساساً بهتر است به جای صحبت از این روش، از شاخصهای کلیدی عملکرد برای ارزیابی عملکرد استفاه کرد. در چنین شرایطی شاید یک فایل اکسل ساده هم برای گزارشگیری و ارزیابی عملکرد سازمانها راهگشا باشد.
نقش مهندسین مشاور
دو کارکرد عمده برای مهندسین مشاور در عرصه برنامهریزی راهبردی و ارزیابی عملکرد میتوان متصور بود. یکی کمک به سازمان در زمینههایی که دانش لازم را ندارد و دیگری زمینههایی که دانش لازم را دارد، ولی به دلایل دیگری از جمله کمبود نیروی کافی برای پیادهسازی، نیاز به کمک دارد. اما متاسفانه به دلیل اینکه دانش آکادمیک و تجربی این مشاورین بواسطه نوپا بودن مباحث برنامهریزی راهبردی و ارزیابی عملکرد در ایران و اصفهان اندک است، و همچنین تعداد کم این مشاوران که مانع شکلگیری بازار صددرصد رقابتی میشود، خدمات آنها عموماً رضایتبخش نیست. همچنین تمام شرکتهایی که در زمینه برنامهریزی راهبردی و ارزیابی عملکرد با شهرداری همکاری میکنند، عموماً از متخصصین مدیریت و مهندسی صنایع تشکیل شدهاند و از تخصص لازم در حوزه موضوعی فعالیت سازمان برخوردار نیستند. در عین حال در معدود مواردی هم که مشاور خوب عمل میکند، عموماً در مجموعه سازمانها تحویل گیرنده قوی که بتواند بدون احساس ضعف و با تسلط علمی لازم پا به پای مشاور پیش بیاید، وجود ندارد و طبیعتاً رابطه بین مشاور و سازمان معیوب میگردد. در رابطه با برخی از مشکلات فوق سه راهکار به نظر میرسد.
1. تدوین نظام ارزیابی مشاوران؛ چرا که باید بینش، دانش و مهارت پیمانکاران و مشاوران در حوزهها و فعالیتهای متفاوت سنجیده شده و آنها را در مقاطع گوناگون در جای مناسب بکار گرفت. اما متاسفانه، به کرات شاهد آن هستیم که مشاورین ناتوان در یک حوزه وارد شده و با وجود برخی حمایتها یا گاهی ناآگاهیها به کار خود ادامه میدهند یا با تغییر مکان فعالیت، سابقه آنها نادیده گرفته شده یا فراموش میشود. از این رو، طراحی نظام ارزیابی پیمانکاران، مشاوران و مجریان در اولویت قرار میگیرد.
2. الزام مشاوران به معرفی و بکارگیری کارشناسان مرتبط با موضوع فعالیت سازمان به عنوان نفرات کلیدی پروژه. البته در مورد برخی سازمانها همچون سازمان نوسازی و بهسازی، بهتر است ترکیب تیم مشاور کاملاً برعکس باشد. یعنی مشاور سازمان در زمینه برنامهراهبردی و ارزیابی عملکرد، بایستی یک تیم برنامهریزی شهری باشد که از تخصص مهندسی صنایع هم استفاده کند. اساساً هر چه موضوع فعالیت سازمان به سمت موضوعات کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی نزدیکتر شود وزن تخصص برنامهریزی شهری در برنامهریزیهای سازمان افزایش و وزن مهندسی صنایع کاهش مییابد. در عوض در سازمانهایی مثل سازمان موتوری، تفوق با مهندسین صنایع است.
3. توجه هر چه بیشتر به آموزش سازمانها در زمینه برنامهریزی راهبردی و ارزیابی عملکرد و توانمندسازی آنها. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم به ازای یک واحد فعالیت در راستای پیادهسازی، یک واحد فعالیت آموزشی مورد نیاز است.
منابع:
Heeks, R., Understanding e-Governance for Development, Technology inDeveloping Countries, Volume 11, No. 3, December 2001, available at www.iimahd.ernet.in/egov/ifip/dec2001/dec2001.pdf.
UNDP (1997), Governance for Sustainable Human Development, United Nations Development Programme available at http://www.gdrc.org/u-gov/g-attributes.html