سیاست سنجی (9)- ظرفیت رویدادهای شهری

ظرفیت رویدادهای شهری

سیاست سنجی می کوشد تا خلأهای سیاستی شهر و شهرداری را با شهروندان و کارکنان شهرداری به اشتراک گذارد. لطفا نظرات خود را درباره موضوع متن ذیل از طریق تلفن 32344390  با مدیریت هماهنگی و نظارت بر مناطق و سازمان‌های شهرداری در میان بگذاریدتا گامی باشد برای کمک به تصمیم‌گیری بهتر و خدمتگزاری بیشتر.

امروزه فرهنگ و مفاهیم نوظهور آن، شکل‌دهنده راهبردهای شهری در رویارویی با رقابت‌های جهانی و تنش‌های محلی است.و نهادها و دستگاه‌های مختلف سعی می‌کنند از طریق فرآیندهای مرتبط با این راهبردها به ویژه برگزاری جشنواره‌ها یا رویدادهای شهری و به واسطه فعالیت‌های فرهنگی از جمله هنر، صنایع دستی، موزه‌ها، نمایشگاه‌ها، ورزش‌ها و طراحی خلاقانه در زمینه‌های مختلف کسب ثروت کنند. رویداد یک اتفاق برنامه ریزی شده است و تفاوت آن  با رخداد در برنامه ریزی قبلی آن است. رویدادها نه تنها نیروی اصلی پیشران برای پیشرفت و توسعه بخش‌های گوناگون گردشگری را فراهم می‌کنند، بلکه به یک عامل مهم گسترش رقابت پذیری مقصدها نیز تبدیل شده اند. در مجموع رویدادها در تقویت هویت جمعی، جذب گردشگر، اصلاح رفتارهای اجتماعی و همچنین رونق اقتصادی شهر موثر هستند. از بعد مخاطب، رویدادها از آن دسته برنامه‏هایی هستند که مخصوص قشر خاصی نبوده و از فراگیری مخاطب مناسبی نیز برخوردار هستند. طبق پژوهشی که در خصوص یکی از این رویدادهای محلی و ملی صورت گرفته بیشتر مخاطب اینگونه رویدادها جوانان از قشر متوسط جامعه هستند و بیشتر به صورت خانوادگی در آن شرکت می کنند. البته در سال‏های اخیر رویدادهای محدودی نیز برای قشر خاص و به صورت «لاکچری» و بیشتر تنها با انگیزه‏های اقتصادی برگزار می‏شود که می‏تواند تهدیدی برای فرهنگ برگزاری رویداد به حساب آید. رویدادهای فرهنگی، به عنوان یک برنامه فراغتی برای افراد مخصوصا جوان‌ها می تواند جایگاه بهتری در کشور ما داشته باشد که با خلاقیت و تنوع بیشتر فراگیری مناسب‏تری را نیز به همراه خواهد داشت. لذا اهتمام بیشتر در خصوص توسعه رویدادهای شهری تاثیر زیادی بر نشاط عمومی جامعه خواهد گذاشت. با توجه به تاثیرات برگزاری رویدادها در جامعه، از بعد اقتصادی یا نشاط اجتماعی و...  به مدیران پیشنهاد می شود در بخش های مختلف با ایجاد خلاقیت و تنوع از پتانسیل های متنوع موجود در کشور جهت توسعه رویدادها استفاده کنند. برای نمونه بیش از چهل سال است که در کشور ما جشن‏های پیروزی انقلاب اسلامی در ایام دهه فجر برگزار می‌شود. معمولا در کشورها مراسم‏ این چنینی(روز ملی کشورها، سالروز استقلال و...) بیشتر در قالب برنامه‏های رسمی مثل رژه نیروهای مسلح  برگزار شده و کمتر جنبه مردمی به خود گرفته و با استقبال مردمی روبه‌رو می شود. اما در ایران جشن پیروزی انقلاب با حضور اقشار مختلف مردم و حتی توسط خود مردم برگزار می شود. این یکی از خصوصیات منحصر به فردی است که در صورتی که با آیین های محلی نیز  ترکیب شود هم به استقبال عمومی کمک کرده و همچنین قابلیت جذب گردشگر خارجی را پیدا می‌کند. تصور کنید که برنامه جشن پیروزی انقلاب به جای برگزاری مراسمی یک شکل در سراسر کشور، در هر شهری با آیین‏های همان منطقه پیوند خورده و در هر شهر به‌صورت خاص اجرا شود. این اجراها همانند مراسم عزاداری خاص برخی از شهرها، به جذب گردشگران خارجی کمک کرده و سیل گردشگران را در این ایام به کشور سرازیر می‌کند. در آن صورت علاوه بر مزایای حضور گردشگران در سایر ایام، بهره‏مندی سیاسی زیادی نیز برای کشور به همراه خواهد داشت.در مقیاس اصفهان، به‌رغم وجود ظرفیت‏های مختلف فرهنگی، هنری و حتی اقلیمی، در سال‌های گذشته به دلیل نبود سیاست سنجیده و مدون، شهر رویدادهای تاثیرگذار زیادی به صورت ماندگار به خود ندیده است. اگرچه اهتمام مسئولان شهر در برگزاری رویدادهای شهری قابل تحسین است، ولی به دلیل سرگردانی سیاستی،گاهی از یک سو شاهد برگزاری چند رویداد بزرگ‌مقیاس به صورت موردی و گاهی نیز  هزاران رویداد کوچک‌مقیاس در سطح شهر بوده‏ایم که به دلیل همین سرگردانی، بهره‌وری لازم را در تاثیرگذاری بر فرهنگ و هویت مردم و همچنین بر تصویر ملی و بین‌المللی و رقابت‌پذیری شهر نداشته است. این مهم که آیا ما باید دارای چند رویداد بزرگ‌مقیاس محدود که به صورت متمرکز، متواتر و مستمر در طول سال‌های متمادی برگزار شود یا اینکه باید در سرتاسر شهر صدها یا هزاران خرده‌رویداد، پراکنده و مقطعی برگزار شود، موضوعی است که هیچ منشور سیاستی مشخص و برنامه‌ریزی‌شده یا مدیریت‌شده نداشته و سال‌هاست منابع معتنابهی از شهر بدون کارایی لازم و اثربخشی استراتژیک را به خود صرف کرده است.بدیهی است انتخاب استراتژیک رویدادها و سیاست‌گذاری بر نحوه شکل‌دهی به آنها امری است که به خرد جمعی و دیدگاه‌های تمامی ذی‌نفعان نیاز دارد. امید است با مشارکت گسترده و هم‏فکری مناسب با مدیران شهری سیاست‏های ارزنده‏تری در این خصوص اتخاذ شود تا بتوانیم از این ظرفیت‏های آشکار و نهفته شهر بهره بیشتری ببریم. 

پیامدهای محله‌گرایی بر شهر گرایی

پیامدهای محله‌گرایی بر شهر گرایی

پیامدهای محله‌گرایی بر شهر گرایی

توسعه شهری در دهه‌های اخیر و توجه به رویکردهای نوین در نظام برنامه‌ریزی شهرها، تعریف مقیاسی جدید را در قالب محدوده‌های مشخص ضروری کرده است در این چارچوب، توجه به نظام تقسیماتی خرد به عنوان مبنای برنامه‌ریزی ملاک عمل بوده و محله‌ها در کانون آن قرار گرفته‌اند.

به گزارش خبرنگار ایمنا، سیاست توسعه درونی شهرها در مقایسه با دیگر سیاست‌های پیوسته و ناپیوسته توسعه شهری دارای مزیت نسبی است که در میان راهبردهای اصلی این سیاست، راهبرد توسعه پایدار محلات و ارتقا کیفیت محیطی آنها از برجستگی و اهمیت شایانی برخوردار است، این راهبرد به دلیل پیچیدگی و چندبعدی بودن آن نیازمند شناخت و نگرشی چندوجهی و میان‌بخشی و همچنین نیازمند برنامه و مدیریتی یکپارچه است.

محله به عنوان کوچک‌ترین واحد برنامه‌ریزی شهری نقش مهمی را در نظام مدیریت شهری بازی می‌کند. در دیدگاه برنامه‌ریزی شهری، محله به عنوان هویت اجتماعی، اقتصادی پویا و ترکیب‌یافته از کاربری‌های تأمین‌کننده نیازهای روزمره در شهر قلمداد می‌شود، بنابراین محله علاوه بر ابعاد کالبدی دارای ماهیت اجتماعی، محدوده معین، حس همبستگی و روابط متقابل بین ساکنان، هویت جمعی، درک سرنوشت مشترک و دسترسی به خدمات و تسهیلات مورد نیاز است. اتکا بر هویت محلات، حس تعلق اهالی به محل، مشارکت محلی، مرکز محله، پاتوق‌های محلی، همسایگی و ده‌ها مؤلفه دیگر می‌تواند توسعه و شکوفایی شهری را در پرتو برنامه‌ریزی و توسعه محلات در پی داشته باشد. این پیامد زمانی رخ خواهد داد که «سیاست محله‌محوری» در دستورکار برنامه‌ریزان و مدیران شهری قرار گیرد.

در سال‌های گذشته در سایه توسعه برخی از بافت‌های نوساز شهری، توسعه شبکه حمل و نقل، تغییر سبک زندگی، اجاره‌نشینی، شتاب مهاجرپذیری و مهاجر فرستی و دیگر عوامل تأثیرگذار از یک سو و نیز به علت بی‌توجهی به بافت و سرمایه‌های اجتماعی درون محلات قدیمی، روند کند بازآفرینی بافت‌های فرسوده، بازدهی دیرهنگام پروژه‌های محرک توسعه در دل برخی محله‌ها، ارزش‌آفرینی ایجاد راسته بازارها و بازارهای بزرگ و همچنین سرمایه‌گذاری‌های کلان در برخی از نقاط شهری و سایر گرایش‌های مردم از سوی دیگر، محله‌گریزی در شهرها رو به فزونی گذاشته است؛ به گونه‌ای که اکنون کمتر کسی خود را به محله‌ای نسبت داده و غرور و تعلق محله‌ای از خود نشان می‌دهد.

میرایی محله‌گرایی در شهرها چه در گرایش‌های مردم چه در نظام مدیریت شهری موجب از بین رفتن بسیاری از روابط متقابل گروهی و همبستگی‌ها در ظرف مکانی و مرزهای مشترک فرهنگی - اجتماعی، مذهبی و اقتصادی شده و در نتیجه باعث فروپاشی برخی از کانون‌های سیاسی و اقتصادی در شهر می‌شود؛ کانون‌هایی که پیشران تحولات سیاسی و اقتصادی بزرگ‌تر در شهرها و کشور است.

توسعه درون‌زا و بازسرزنده‌سازی محلات شهر در کنار تحولات سیاسی و اقتصادی، زمینه‌ساز کاهش هزینه‌های ایجاد زیرساخت‌های شهری، کاهش میزان و هزینه سفرهای شهری، تعادل‌بخشی در ایجاد اشتغال و مسکن، جلوگیری از رشد پراکنده و نامتوازن شهری و به طور خلاصه موجب شکل‌گیری «باهمستان‌هایی سرزنده» می‌شود که خود به خود منجر به توسعه پایدار هم محلات و هم شهر می‌گردد.

اما سیاست محله‌محوری و اجرای طرح‌های ارتقا کیفیت محلات، گاهی در زیر بار پروژه‌های پرچمدار و اَبَر پروژه‌های شهری که حجم عمده و اصلی بودجه شهر را به خود اختصاص می‌دهند و حتی در نظام برنامه‌ریزی مناطق شهرداری نادیده گرفته شده است. اینکه مجموعه تصمیم‌گیران و برنامه‌ریزان شهر بتوانند موازنه بهینه و نزدیک به بهینه‌ای بین پروژه‌های محله‌ای، منطقه‌ای و کلان شهری ایجاد کرده و نکته‌ای را فدای چیز دیگری نکنند، نیازمند مشارکت پایین به بالا و هم‌افزایی بالا به پایین در جامعه شهری است.

یکی از پیش نیازهای ترویج محله‌گرایی و محله‌محوری بی‌تردید تعریف فعالیت‌های مشارکتی با یک ساختار انگیزشی همراه با افزایش سطح و میزان تصمیم‌گیری‌های پایین به بالا برای قدرت‌دهی به شهروندان است تا آنها بتوانند محیط زندگی خود را مبتنی بر سلایق جمعی خود ساخته و مدیریت کنند. فرآیندی که سرمایه‌های فیزیکی، انسانی، مالی، و… را برای بهبود کیفیت زندگی ساکنان فراهم آورده و با گذشت زمان، سازنده سرمایه‌های اجتماعی و نمادین ارزشمندی در شهرها می‌شود، پیدایش چنین سرمایه‌هایی منجر به تعامل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری، اعتماد، خیر عمومی» و رفاه اجتماعی خواهد شد.

بدین منظور در دهه ۸۰، نهادی با نام «شورایاری» در ایران به وجود آمد که بتواند پیگیر خواسته‌های مردم، امور خیر، رفع مشکلات شهری و … برای کمک به شوراهای محل در شهرهای ایران باشد، اما ظاهراً به جز تهران و مشهد در هیچ یک از شهرهای کشور چنین نهادی نهادینه نشد؛ اکنون که در این برهه ویژه، مدیریت شهرهای کشور به شدت نیازمند مشارکت مدنی است باید نهادینه‌سازی مبحث شورایاری به ویژه در کلانشهرها در درجه اول اهمیت قرار گرفته و از این ظرفیت و اهرم کلیدی بهره‌برداری شود.

از راهبردهای عملیاتی ذیل سیاست محله‌محوری می‌توان به بازگشایی گلوگاه‌های ترافیکی محله، حذف نقاط بی‌دفاع و آسیب‌زای محله، هویت‌سازی و تشخص‌بخشی به محلات، تأمین سالن مطالعه، پارک‌های بازی کودکان، بازارچه‌ها و روز بازارهای محلی، آرامستان محله، ایجاد یادواره‌ها یا گذرهای فرهنگی و معرفی مفاخر محله، برگزاری جشنواره‌ها و آئین‌های محلی، مرکزیت‌بخشی به مساجد، فرهنگ‌سازی و… اشاره کرد.

چنانچه راهبردهای عملیاتی نام‌برده زیر پوشش سیاست‌های مشارکتی و روش‌های برنامه‌ریزی و بودجه‌بندی مشارکتی صورت پذیرد، اثرگذاری به مراتب بیشتری بر روی خودباوری مردم و افزایش رضایت آنها خواهد داشت. طبق نظریه‌های رفتارگرایی اجتماعی، هرچه فرد از خدمات و امکانات محیط زندگی خود رضایت بیشتری پیدا کند، گرایش او به آن محیط و نیز مسئولیت‌پذیری وی افزایش خواهد یافت؛ این همان غایت محله‌گرایی و محله‌محوری است.

در کلانشهر اصفهان، سیاست محله‌محوری از ارکان برنامه‌های راهبردی شهرداری در دهه گذشته بوده و همواره حتی با فراز و نشیب در تعریف و اجرای پروژه‌های مناطق مختلف شهرداری نقش خود را ایفا کرده است. بدین منظور و برای آمادگی اجرای این خط‌مشی ابتدا نظرسنجی‌های مختلف، تهیه شناسنامه فرهنگی محلات، تهیه و تدوین طرح‌های ارتقا کیفیت محیطی محلات، تحلیل مشکلات محلات، تهیه طرح تحقق محله پایدار شهری، هم پیوندی با معتمدان محلی و… انجام پذیرفت، سپس تأسیس دفاتر تسهیل‌گری محلی، ساماندهی پاتوق‌های محلی، احداث فضاهای سبز محلی، سالن‌های مطالعه، خانه‌های فرهنگ، زمین‌های بازی، ساماندهی پیرامون مساجد، نوسازی و بهسازی برخی از خانه‌های تاریخی یا ارزشمند، ساماندهی مادی‌ها و انهار، اجرای برنامه‌های فرهنگی-تفریحی در دل محلات و صدها طرح دیگر به اجرا گذاشته شد، این رویکرد همچنان در تأمین نیازهای محلات وجود دارد و تجربه گرانبهایی را برای الگوبرداری از آن توسط دیگر شهرهای کشور رقم زده است.

امروزه محلات شهر اصفهان در اموری همچون توسعه و نگهداری فضای سبز، بهداشت و نظافت، افزایش ضریب ایمنی، زیباسازی محله، زیرساخت‌های تحرک و تفریح، مدیریت پسماندهای عادی و بهینه‌سازی مصرف انرژی نیازمند مشارکت واقعی بین مردم و شهرداری است. مواردی همچون حمل و نقل، دوچرخه‌سواری در محله، آموزش و فرهنگ‌سازی، روشنایی معابر، امنیت و سلامت در محله از دیگر موضوعات قابل طرح در این راستا است.

شهرداری اصفهان به منظور ارتقای کیفی محلات، با انتخاب محله‌هایی در مناطق مختلف، آنها را مورد بررسی قرار داده تا تمامی شاخص‌هایی که ارتقای کیفیت زندگی مردم را فراهم می‌کند، در آن به مرحله اجرا در آید؛ زیرا شهرداری ارتقای کیفیت محیطی محلات این کلانشهر را به عنوان راهکار ارتقای حیات شهری مد نظر قرار داده است.

هرچند تا رسیدن به چشم‌انداز توسعه پایدار و دستیابی به بهترین مکان زندگی برای شهروندان اصفهانی فاصله و مسیر قابل ملاحظه‌ای در پیش است، امروزه این مسیر از طریق راهبرد «تقویت مراکز محلات با فراهم‌سازی فضاهای چندمنظوره (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) و اجرای برنامه‌های فرهنگی-ورزشی و تفریحی با جذب و مشارکت گروه‌های هدف» در برنامه «اصفهان ۱۴۰۰» دنبال می‌شود.

به هر حال، بیم آن هم می‌رود که در مسابقه سرمایه‌گذاری‌های کلان نظیر احداث سالن اجلاس و نمایشگاه بین‌المللی، خطوط مترو، سیتی سنترها و بازارهای بزرگ تجاری، مجتمع‌های امور صنفی، پردیس‌های بزرگ شهری، شهربازی‌های وسیع، اجرای بزرگراه‌ها و تقاطع‌های غیر همسطح و ده‌ها ابر پروژه دیگر، خط‌مشی محله‌محوری و اجرای پروژه‌های خرد برای تقویت همسایگی‌ها و هم پیوندی مدنی ساکنان محلات در شورای اسلامی شهر و شهرداری به دست فراموشی سپرده شود.

یادداشت از بهروز نصرآزادانی، مدیر هماهنگی و نظارت شهرداری اصفهان

سیاست سنجی (8) - مدیریت تقاضای سفر

مدیریت تقاضای سفر

تراکم ترافیک به عنوان یک مشکل و یا معضل اصلی مناطق شهری در جهان، هزینه‏های زیادی را به دولت‏ها و مردم تحمیل می‏کند و معضلاتی همچون آلودگی هوا، افزایش مصرف انرژی و... را به همراه دارد. در سالهای اخیر رشد جمعیت شهری، توسعه اقتصادی و تغییر الگوی زندگی، باعث افزایش خودروهای شخصی و عمومی در شهرها و تراکم ترافیک در معابر شهری شده‏است؛ به گونه‏ای که توسعه معابر و زیرساخت‏ها نیز پاسخگوی مناسبی برای تقاضاهای متعدد سفر نمی باشد.

در سال‏های گذشته توسعه معابر به عنوان راهکار اصلی مدیریت شهری برای حل این مشکل پیگیری می‏شد؛ اما توسعه معابر علاوه بر هزینه‏های کلانی که به شهرها و مردم تحمیل می‏کند باعث بهم ریختگی شبکه محلات، افزایش تقاضای سیستم‏های حمل و نقل عمومی و همچنین افزایش بی رویه واحدهای صنفی در شهر و از همه مهم‏تر تشویق به داشتن و استفاده از تعداد بیشتری خودروی شخصی شده است.

راهکار دیگر، توسعه حمل و نقل عمومی است. توسعه حمل و نقل عمومی نیز علاوه بر هزینه‏های کلان، به دلیل سبک زندگی کنونی، اقبال عمومی کمی نسبت به آن صورت گرفته و همچنین خود، بخش قابل توجهی از  سهم حدود 30درصدی خودروهای دیزلی در آلودگی هوای شهرها را به عهده دارد.

بهترین گزینه جهت کاهش مشکلات ترافیکی شهرهای بزرگ در کنار سایر راه‏حل‏های پیش گفته، مدیریت تقاضای سفر است. مدیریت تقاضای سفر،  روشی برای تأثیرگذاری بر رفتارهای حمل و نقلی افراد و تأمین گزینه‏های متعدد کاهش تقاضاهای سفر و یا کاهش تعداد خودروهای شخصی موجود در حمل و نقل است و به گونه‏ای تلاش جهت تأمین نیازهای شهروندان بدون سفر و یا با حداقل سفر ممکن است. مدیریت تقاضای سفر به معنای اتخاذ سیاست‏هایی برای کاهش نیاز به سفر یا حذف سفر، افزایش دامنه و گستره ساعات اوج سفر با حجم تردد کمتر، کاهش استفاده از وسایل حمل و نقل شخصی، کاهش مسافت طول سفر، و تغییر مسیر سفر به مسیرهای بهینه است.

تغییر رفتار مهم ترین کار و هدف در مدیریت تقاضای سفر است و برای این هدف از چهار اصل تغییر زمان، تغییر مدل، تغییر مسیر و کاهش استفاده می شود. راهکارهایی که در این خصوص پیشنهاد می‏شود شامل گسترش خدمات الکترونیک(ادارات بدون ارباب رجوع، فروشگاه‏های اینترنتی و...)، توجه به محله محوری در ساماندهی مشاغل شهری (تامین حداکثر نیازهای شهروندان در محله)، همکاری وهماهنگی ادارات برای تبادل مدارک بدون حضور ارباب رجوع، انجام مطالعات ترافیکی میزان تغییر در تقاضای سفر پیش از انجام پروژه‏های شهری، برنامه‏ریزی مبادله مسافر بین وسایل حمل و نقل عمومی، توجه به کاهش تقاضای سفر در تنظیم نظام کاربری های اراضی و طرح تفصیلی شهر، دورکاری ودورتحصیلی، تمرکز زدایی در ارئه خدمات، توسعه فرهنگ هم سواری، تغییر ساعت کار، توسعه پارک‏سوارها، توسعه خدمات پستی، پیک موتوری و...، استفاده از نرم افزارهای تلفیقی سیستم اطلاعات جغرافیایی، مدیریت تقاضا در ساعات اوج (با تغییر ساعات کاری، پویایی تعداد وسایل حمل و نقل عمومی، استفاده از سیستم های حمل و نقل هوشمند) و... می باشد.

در شهرداری اصفهان فعالیت‏هایی از جمله در اولویت قراردادن گسترش خدمات الکترونیک (در برنامه اصفهان 1400)، تلاش جهت تغییر الگوی حمل و نقل (دوچرخه سواری)، و... در سال‏های اخیر صورت گرفته است؛  ولیکن علی رغم تمام تلاش‏ها، معضلات ترافیکی و زیست محیطی آن در این شهر همچنان باقی است و لازم است با همتی مضاعف و با بازنگری در سیاست‏ها اقدامات موثر تری در دستور کار قرار گیرد. پیشنهاد می‏شود سیاست مدیریت تقاضای سفر به صورت رسمی در دستور کار (نه تنها مسئولین حمل و نقلی بلکه) همه بخش‏های مدیریت شهری قرار گرفته  و به صورت جدی در همه اقدامات مد نظر قرار گیرد. برای مثال این سیاست در توسعه فروشگاه‏های زنجیره‏ای، صدور پروانه‏های تجاری، جانمایی پروژه های شهری و... نیز بایستی مد نظر قرار گیرد.

سیاست سنجی (7) - خلاقیت و سرزندگی فضاهای شهری با حضور افراد خلاق و هنرمند

خلاقیت و سرزندگی فضاهای شهری با حضور افراد خلاق و هنرمند

وجود صنایع‌دستی گسترده و ریشه‌دار در اصفهان و فراگیری آن در بدنه شهر باعث شد تا این شهر، زیستگاه مناسبی برای طبقه خلاق صنایع‌دستی و هنرمندان آن به حساب آید که قسمتی از اشتغال و اقتصاد شهر را در دست دارند و موتور محرک خلاقیت و نوآوری شهر محسوب می‏شوند. از همین رو اصفهان در سال 1394 به عضویت شبکه شهرهای خلاق جهان (حوزه صنایع‌دستی) وابسته به سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) درآمد. شبکه شهرهای خلاق یونسکو در سال 2004 و برای ترویج همکاری میان شهرهایی به راه افتاد که از خلاقیت به عنوان عاملی راهبردی برای پیشرفت پایدار شهری استفاده کرده بودند.

مفهوم فضا به تنهایی و بدون انسان ویژگی خاصی ندارد. فضا زمانی معنا می‏یابد که یک گروه انسانی فعالیتی را در مکانی شروع کنند. فضاهای عمومی ظرفی است برای فعالیت‏ها و روابط انسانی مردم که بتوانند در آن بخشی از زندگی اجتماعی خود را  رقم بزنند. یکی از عوامل مهم در موفقیت و معنابخشی به فضاهای عمومی، حضور طبقه خلاق و هنرمند در این مکان‏هاست.

طبقه خلاق آن دسته از افراد حقیقی جامعه هستند که آثار محسوس و معقول شهر را با ترکیب‌هایی جدید و پرمعنا خلق می‏کنند. این گروه از افراد، تأثیر شگرف بر فرایند پیشرفت شهر دارند و در حقیقیت موتور محرک شهر به سمت آرمان‌شهر هستند.برای رسیدن به سیاست نوآوری، یکی از وظایف مدیران شهری باید سرمایه‏گذاری در جذب طبقه خلاق باشد که بدین وسیله شرایط زندگی در شهر را به سمت افزایش کیفیت عمومی شهر سوق دهند. هر چقدر کاربرد فضاهای عمومی برای مردم بیشتر باشد، فضای عمومی پرمعناتر است. اختصاص این فضاها به افراد خلاق می‌تواند مقدمه‏ای بر مشارکت بیشتر افراد، مکانی امن و آشنا برای مردم و محلی برای رویارویی طبقات مختلف اجتماعی باشد که حضور طبقه خلاق در شهر عامل شکل‌گیری و توسعه صنایع خلاق در آن می‌شود.

ارتقای خلاقیت و سرزندگی در فضاهای شهری

ارتقای خلاقیت و سرزندگی در فضاهای شهری یکی از اهداف کلان شهرداری اصفهان است. فضاهای عمومی هم جزو مکان‌های چالش برانگیزی هستند که می‌توانند نقش مهمی در شهرها ایجاد کنند؛ از این رو، باتوجه به نرخ بالای هزینه برگزاری نمایشگاه برای عرضه خلاقیت‏های هنری، بهتر است مدیران شهری با در اختیار قرار دادن فضاهای عمومی به افراد خلاق و هنرمند، امکان حضور آنان را برای عرضه و به رخ کشیدن هنر ایرانی فراهم کنند. 

تصور کنید که به جای نصب نمادهای بی‏جان صنایع‌دستی در شهر، مکان‏هایی در منظر مردم به تولید صنایع‌دستی توسط هنرمندان آن رشته  اختصاص یابد. این اقدام با جذب گردشگر و رونق بازار این صنعت، برای شهر ارزش افزوده اقتصادی ایجاد کرده و باعث اقبال بیشتر جوانان به یادگیری این‌گونه مهارت‏ها هم می‌شود. افزایش رغبت مردم و در نتیجه افزایش حضور آنها در این فضاها، سرزندگی اجتماعی در شهر را افزایش داده و میزان جرائم شهری کاهش خواهد یافت. علاوه بر اینها فضای عمومی شهر از حالت ایستا به پویا تبدیل می‏شود. باید توجه کرد که با در اختیار قرار دادن فضاهای عمومی به افراد خلاق، گامی در جهت حفظ و بهره‏برداری از نیروهای طبقه خلاق و هنرمند برداشته‌ایم. واگذاری فضاهای عمومی برای صنایع خلاق، می‌تواند کمکی جهت اشتغال زایی و کمک به درآمد شهر نیز باشد.

از مزایای این طرح می‌توان از ارتقای سلامت روانی، اشتغال زایی مطمئن و پایدار،‌ احساس هویت و ارتقای سیمای بصری شهر، نام برد.باتوجه به علایق متفاوت مردم در غنی‌سازی اوقات فراغت خود، وجود فضاهای عمومی متفاوت در جامعه الزامی به نظر می‏رسد.وجود فـضـاهـای عـمـومـی مـتـفـاوت و فعالیت‌های مختلف در آن، یک اجتماع شادتر و سالم‏تر و یک شهر سرزنده‏تر را به‌وجود می‌آورد. پیشرفت شهر و تحقق سیاست مشارکت شهرداری قطعا با مشارکت همه ذی‌نفعان محقق خواهد شد و در این راستا زمینه‌سازی، توانمندسازی و نهادسازی جهت مشارکت نظام‏مند از اولویت‌های مدیریت شهری است. اگر افراد خلاق شهر، یک پل ارتباطی با کارگزاران شهر نداشته باشند، شهر از توان آنها بی‏بهره می‏ماند و این یعنی کاهش کیفیت اجتماعی شهر که با اهداف و سیاست‌های شهرداری مغایرت دارد.

سیاست‌سنجی می‌کوشد تا خلأهای سیاستی شهر و شهرداری را با شهروندان و کارکنان شهرداری به اشتراک گذارد. لطفا نظرات خود را درباره موضوع متن ذیل از طریق تلفن 32344390 با مدیریت هماهنگی و نظارت بر مناطق و سازمان‌های شهرداری در میان بگذارید تا گامی باشد برای کمک به تصمیم‌گیری بهتر و خدمتگزاری بیشتر.

سیاست سنجی (6) - سیاست‌سنجی شهرداری‌ها و دوراهی کیفیت - هزینه

سیاست‌سنجی شهرداری‌ها و دوراهی کیفیت و هزینه

مدیرهماهنگی امور مناطق و سازمان‌های شهرداری اصفهان گفت: سیاست‌سنجی می‌کوشد تا خلاءهای سیاستی شهر و شهرداری‌ را با شهروندان و کارکنان آن به اشتراک گذارد، از این رو می‌توان به مدیران و برنامه‌ریزان شهری پیشنهاد داد با یک سیاست‌سنجی دقیق بر سر دوراهی کیفیت-هزینه، انتخاب بهینه‌ای را برای شهر رقم زنند.

بهروز نصرآزادانی در گفت و گو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: از جمله مهمترین سیاست‌های مدیران و برنامه‌ریزان هر شهری، بهبود «کیفیت زندگی شهری» برای شهروندان، گردشگران، سرمایه‌گذاران و دیگر مخاطبان آن است.

وی افزود: هر شهر دارای مکان‌های خاص و گسترده، اقشار گوناگون و پراکنده، خدمات متنوع و زیرساخت‌های متفاوت برای خدمات‌رسانی باکیفیت به شهروندان و دیگر مشتریان خود در قشرها و گروه‌های مختلف است، بنابراین با توجه به منابع محدود در اختیار، کلیدی‌ترین پرسش در حوزه خط‌مشی‌گذاری و سیاست‌گذاری شهری همراه با ده‌ها مولفه دیگر آن است که چه سطحی از کیفیت را با چه میزان هزینه، در کجا و به کدام گروه از مخاطبان شهر می‌توان ارائه داد.

مدیر هماهنگی امور مناطق و سازمان‌های شهرداری اصفهان تصریح کرد: با نگاهی کل‌نگر به شهرهای ایران، هر بیننده‌ای متوجه خواهد شد که سیاست نانوشته اکثر شهرداری‌ها به عنوان کانون اصلی مدیریت شهری در نبود منابع کافی، «خدمات‌رسانی حداکثری» است که بالطبع در سایه فدا شدن کیفیت در شهر رخ می‌دهد.

وی با بیان اینکه تعدد و کثرت بسیار بالای وظایف شهرداری‌ها در کنار انبوه وظایفی غیررسمی که شهرداری‌ها برای رضایت‌مندی مردم بر عهده می‌گیرند، در زیر اهرم انتظارات مردم و تورم و هزینه‌های افسار گسیخته اداره شهر، این سیاست را بیش از پیش تقویت می‌کند، گفت: در عمل نیز مشاهده می‌کنیم که به رغم اهداف برخی از شهرها مثلاً در حوزه گردشگری، هیچ‌یک از فضاهای عمومی و پیرامونی مراکز گردشگری دارای کیفیت برجسته و قابل رقابت با فضاهای عمومی شهرهای گردشگرپذیر دنیا نیست و برای میزبانی از گردشگران به تأمین حداقلی برخی از زیرساخت‌ها و خدمات اکتفا کرده و انتظار داریم گوی سبقت را از رقبا در این حوزه برباییم.

مدیر هماهنگی امور مناطق و سازمان‌های شهرداری اصفهان ادامه داد: در سامانه حمل و نقل عمومی نیز به همین منوال است؛ به جای آنکه بهترین اتوبوس‌های شهری را در محدوده معینی از شهر برای جابه جایی شهروندان فراهم کنیم؛ سعی شده در کل سطوح معابر شهری حداکثر تعداد اتوبوس رفت و آمد کند حتی اگر ظاهر مطلوب، سیستم تهویه مناسب، فیلترهای ضدآلایندگی و ... را نداشته باشد.

وی اظهارکرد: شاید یک سیاست جایگزین آن باشد که در پهنه‌ای از شهر فقط بهترین اتوبوس‌ها و در پهنه‌ای دیگر فقط بهترین تاکسی‌های شهر ارائه خدمت کنند؛ تا این که در همه سطوح شهر تاکسی‌ها و اتوبوس‌های فرسوده در حال رقابت بر سر مسافر باشند.

نصرآزادانی تاکید کرد: به جرأت می‌توان گفت که شهرها به دلیل نبود نظام یکپارچه سیاست‌گذاری و مدیریت شهری از یک سو و نبود برنامه‌ریزی راهبردی و رهیافت‌های مشخص برای ایجاد مزیت‌های رقابتی یا بهره‌گیری هوشمندانه از مزیت‌های نسبی خود از سوی دیگر، عملاً با «بی‌سیاستی» و گمراهی در هزارتوی کیفیت-هزینه اداره می‌شوند؛ شاهد این ادعا ابتدا کیفیت مکان‌ها و محصولات بخش خصوصی در کشور و دوم کیفیت فضاهای عمومی و خدمات شهرهای پرآوازه دنیا در قیاس با همتای مکان‌ها و خدماتی است که شهرداری‌ها عرضه می‌کنند.

مدیر هماهنگی امور مناطق و سازمان‌های شهرداری اصفهان افزود: در پاسخ به این وضعیت، در سطح کلان سیاست‌گذاری شهری می‌توان به عرضه محدود خدمات یا آماده‌سازی چند مکان محدود با حداکثر کیفیت حتی فراتر از استانداردهای جهانی برای ایجاد مزیت رقابتی یا یادسازی (برندینگ) شهری مبادرت کرد که این امر به ایجاد یک یا چند نقطه لنگرگاهی یا طرح محرک توسعه در شهر کمک خواهد کرد تا با اتکای به آنها بتوان نقشه راه پیشرفت و تعالی را گام به گام پشت سر گذاشت.

وی با تاکید بر اینکه اگر سیاست عرضه حداکثری خدمات با کیفیت محدود و حداقلی در شهر اتخاذ شود، همه خدمات به دست مشتریانش خواهد رسید ولی موجبات موفقیت در عرصه رقابت‌های بین‌شهری یا هویت‌مندی یا غرور شهروندی را فراهم نخواهد کرد، گفت: این انتخاب در دهه‌های گذشته در بیشتر شهرها منجر به تعریف پروژه‌های متعددی شده که شوربختانه هر کدام ده‌ها سال است به دلیل نبود منابع دچار توقف یا عقب‌افتادگی در خور توجهی از برنامه‌ها شده است.

نصرآزادانی ادامه داد: برای نمونه، پروژه مصلی، خطوط قطار شهری، مرکز نمایشگاه‌های بین‌المللی، سالن یا تالار شهر، شهربازی و... که در شهرهای بزرگ ایران هر کدام سال‌ها و حتی ده‌ها سال است به بهره‌برداری نرسیده‌اند.

وی تصریح کرد: در این ارتباط می‌توان به مدیران و برنامه‌ریزان شهری پیشنهاد داد برای نتیجه‌بخشی و برون‌رفت شهرها از چالش‌ها و مشکلات فزاینده خود، علاوه بر سیاست‌پژوهی‌های دیگر با یک سیاست‌سنجی دقیق و عمیق بر سر دوراهی کیفیت-هزینه، انتخاب بهینه‌ای را برای شهر رقم بزنند.

مدیر هماهنگی امور مناطق و سازمان‌های شهرداری اصفهان با بیان اینکه تاکنون هیچ نظرسنجی از شهروندان در شهری انجام نشده است که آیا آنها کیفیت را بر هزینه اندک ترجیح می‌دهند یا می‌خواهند کیفیت را فدای هزینه کنند؟، گفت: برای خط‌مشی‌گذاری یا سیاست‌گذاری شهری این نظرسنجی، پیشران مناسبی به شمار می‌رود.

وی تاکید کرد: سیاست‌سنجی می‌کوشد تا خلاءهای سیاستی شهر و شهرداری را با شهروندان و کارکنان شهرداری به اشتراک گذارد، از این رو شهروندان می‌توانند نظرات خود پیرامون این موضوع یا تحلیل‌های خود درباره دیگر سیاست‌های شهری را از طریق تلفن ۳۲۳۴۴۳۹۰ با مدیریت هماهنگی و نظارت شهرداری اصفهان در میان بگذارند.

سیاست سنجی (5) - سیاست نخبه‌گرایی در شهرداری‌ها

سیاست نخبه‌گرایی در شهرداری‌ها

سیاست‌سنجی می‌کوشد تا خلأهای سیاستی شهر و شهرداری را با شهروندان و کارکنان شهرداری به اشتراک بگذارد. لطفا نظرات خود را حول موضوع متن ذیل از طریق تلفن 32344390 با مدیریت هماهنگی و نظارت بر مناطق و سازمان‌های شهرداری در میان بگذارید تا گامی باشد برای کمک به تصمیم‌گیری بهتر و خدمتگزاری بیشتر.

نخبه یا نخبگان کسانی هستند که از نظر شایستگی‌ها و توانایی‌ها در یک گروه، از دیگر همتایان خود برجسته و برگزیده‌ترند. جوامع، گروه‌ها، دستگاه‌ها و سازمان‌هایی که در مسیر کارآمدی و اثربخشی این نخبگان تأثیرگذارند نیز با عنوان نهادهای نخبگانی تعریف می‌شوند. در سال‌هـای گـذشــتـه، هر نهادی در کشور ما سعی کرده است خود را به جرگه نهادهای نخبگانی کشانده و با اتخاذ سیاست نخبه‌گرایی (نخبه‌گزینی یا نخبه‌پروری) از ظرفیت‌های این گروه از جامعه در شناخت مسائل، راه‌حل‌یابی، تـصمیم‌گیری‌های مهم و سیاست‌گذاری راهبردی و حـتـی در زمـیـنـه اجـــرای راهـکـارهـا بـهـره‌مـنـد شود.

شهرداری‌ها نیز برای مدیریت و توسعه شهر از این قاعده مستثنا نبوده و نیستند. اما شهرداری‌ها تاکنون چقدر در اجرای این سیاست موفق بوده‌اند؟ 

پیش از هر چیز باید گفت در نهاد شهرداری تاکنون هیچ‌گونه آیین‌نامه، چارچوب یا الگویی برای شناسایی، پرورش، گزینش و به‌کارگیری نخبگان تدوین و تصویب نشده است. اما فارغ از هر نوع تعریف و الگویی، شهرداری‌های کشور با توجه به قوانین استخدامی خود و آیین‌نامه‌های پرداخت دستمزد به کارکنان، شوربختانه ظرفیت شناسایی و جذب افراد تیزهوش، نابغه یا دارای استعدادهای درخشان را ندارند. 

کسانی هم که به هر دلـیـلـی جذب این نهاد می‌شوند، پس از مدتی با قیاس میزان تلاش و انتظار دریافتی خود با دیگر همتایانشان در دیگر نهادهای دولتی و خصوصی، ترجیح می‌دهند از شهرداری جدا شده و مسیر دیگری را برای پیشرفت و تعالی خود برگزینند. پدیده فرارمغزها از شهرداری‌ها و برخی دیگر از نهادها به روشنی قابل مشاهده است.

کسانی هم هستند که در «دانشگاه» بزرگ شهرداری با فعالیت در حوزه‌های مشخص به درجه بالایی از خبرگی، تخصص و شایستگی دست پیدا می‌کنند. این دسته هم باز به دلیل پیش‌گفته، تغییر سیاسی در نظام حکمروایی و «گردش نخبگان» و نیز محدودیت‌های ساختاری شهرداری‌ها بلافاصله توسط دیگر بخش‏ها جذب شده و از مجموعه شهرداری خارج می‌شوند.

در گام دیگر، گرایش شهرداری‌ها به بهره‌گیری از نخبگان درون اجتماع است؛ نظیر نخبگان سنتی، مذهبی، تکنوکرات، اقتصادی و... . در اینجا نیز به دلیل خلأهای قانونی و دیوانسالاری دست‌وپاگیر برای برآورده‌سازی انتظارات این اقشار و پیاده‌سازی ایده‌ها و پیشنهادهای آنها از یک سو و نبود منابع و سرمایه‌های لازم به ویژه سرمایه انسانی نخبه برای گفت‌وگو و درک متقابل و رسیدن به راه‌حل‌ها، همکاری‌ها و سرمایه‌گذاری‌های مشترک از سوی دیگر، بسیاری از اوقات توفیق چندانی نصیب شهرداری‌ها تحت عنوان یک نهاد نخبگانی نمی‌شود.بهترین شرایط برای بهره‌گیری از توان نخبگان در حل مسائل و مشکلات پیچیده‌ای است که افراد عادی، هرگز یا دیرتر به راه‌حل مطلوب آنها دست می‌یابند. اما پیچیدگی‌های نظام مدیریت شهری به ویژه در کلان‌شهرها و پیدایش نخبه‏پندارها ونخبه‌نماهای خودکـامـه در ساختـارهـای پیچیده اداری-اجرایی مدیریت شهری، عملا هر نخبه‌ای را ناتوان ساخته است، بنابراین گاهی احساس می‌شود که سیاست نخبه‌گـرایـی در شـهـــرداری‌هـا شعـاری بی‌مـسما و بی‌معناست.

در شهرداری اصفهان اما تلاش می‌شود این سیاست با سازوکارهـایی نهادینه‌شونده به آستانه‌های تحقق‌پذیری بالاتری نیل پیدا کند. سازوکارهایی نظیر ارتباط‏های مدیران با معتمدان، مشاوران جوان، نـشـسـت‌هـای هـم‌انـدیـشـی با خـبـرگـان، مدیریت روابط با سرمایه‌گذاران، ایجاد درگاه‌های ارتباطی با پیشتازان فناوری‌های نوین و ده‌ها سازوکار دیگر برای پـیـونـد شهـرداری اصفهان با نخبگان سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی برون‌سازمانی و از سوی دیگر، برنامه‌ریزی در حوزه سرمایه‌های انسانی با هدف آموزش و توانمندسازی و الـبـتـه شــایـسـتـه‌ســالاری با نگـاه نـخـبـه‌پـروری درون‌سازمانی. 

با وجود این تلاش‏ها، از لحاظ کمی و کیفی برای این سیاست، سنجه‌هایی با هدف‌های مشخص و دقیق تعریف نشده و هنوز ارزیابی میزان و رشد موفقیت شهرداری در این راستا میسر نیست. امید است در آینده‌ای نزدیک بر اساس مطالعاتی که در حال انجام است بتوان به عنوان نخستین شهرداری کشور، در قدم نخست سیاست‏های لازم را تدوین و قوانین معارض را شناسایی و برطرف کرد تا بتوان در گام بعدی گزارش‌های آماری مطلوبی پیرامون این سیاست و دیگر سیاست‌های شهرداری منتشر کرد.