برند قصه گو

داستان «داستان ناگفته» برای «نصف جهان»

 

ب

برای یک گردشگر یکی دو بازدید از میدان نقش جهان یا سی و سه پل کفایت می‌کند؛ اما در این فضاها داستانهایی وجود دارد که بسیاری از آنها واقعی و هویت‌ساز است.



گردشگر و حتی شهروند بایستی این داستان‌ها را در مکان خود بشنود، در این حکایتها، نقشهایی را پیدا کند؛ این نقش ها را بازی و تکرار کند تا هویت و فرهنگ اصفهانی برای او ملموس شود.

بهروز نصر آزادانی
مدیرنظارت و هماهنگی امور مناطق و سازمانهای شهرداری اصفهان

متن در خبرگزاری ایمنا

         در پی نگرانی بسیاری از شهروندان و فرهیختگان شهر درباره انتخاب برند «داستان ناگفته» و تحت الشعاع قرار گرفتن شعار «اصفهان نصف جهان» باید خاطرنشان کرد که شهرهای مختلف دنیا برندهای مختلف در عرصه‌ها و زمینه‌های متعدد دارند. یعنی براساس نیاز برندهای مختلفی برای خود طراحی کرده‌اند. اما برای هدایت و هم‌افزایی همه برندها یک برند جامع و فراگیر انتخاب کرده و تمام حرکتهای برندینگ شهری را روی آن برند جامع استوار می‌کنند. اصفهان نیز همین‌گونه است. شهر زیبای خدا؛ شهر انهار و مادی‌ها؛ شهر گنبدهای فیروزه‌ای و اصفهان؛ نصف جهان! و البته پایتخت فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی. اصفهان برندهای زیادی دارد که هر کدام در جایگاه خود کارکرد ویژه و مخصوص به خود را خواهند داشت.
در بسیاری از شهرهای ایران به صورت تاریخی، خودجوش برندهایی برای آنها تولید شده و در بین مردم نهادینه شده است. اما در این میان، برند جامعی که اهداف شهر در جذب گردشگر و سرمایه‌گذار، بهبود فضای کسب وکار و هویت مدنی شهروندان را به صورت همزمان تأمین کند، ایجاد نشده است. بسیاری از شعارها و برندهای موجود پیامی مبنی بر کیفیت، اعتماد، اصالت، منحصر به فردی، پرستیژ و از این دست را به مخاطب به ویژه گردشگر خارجی انتقال نمی‌دهد.
از طرفی برای بسیاری از برندهای قدیمی، شکل، طرح و لوگو به عنوان اجزای اصلی ساختار آن به وجود نیامده است. برای مثال اصفهان؛ نصف جهان، شکل و شمایل و لوگویی برایش ایجاد نشده تا با درج آن روی محصولات این شهر آن را برای بهره‌برداری‌های اقتصادی ملموس کرد. اصفهان شهر زیبای خدا شکل ندارد؛ صرفاً یک شعار است، شهر مادی‌ها و انهار یک شعار زیباست و فرم و ساختار ندارد. بنابراین از بعد برندینگ، به شکل و فرم و طرح‌واره نیاز دارد که البته تاکنون پدید نیامده است.
برند «داستان ناگفته» و طرحی که از مسجد شیخ لطف‌اله برای آن گرفته شده است برای پر کردن این خلا است. از طرف دیگر، بحث شعار همراه با این برند پیش می آید. یعنی علاوه بر طرح و شکل‌واره، نیاز به شعار نیز وجود دارد. مانند همه شهرهای بزرگ دنیا، انتخاب شعار باید همراه با یک پیامد اقتصادی، اجتماعی و یا فرهنگی باشد. در اصفهان به دلیل آنکه پیام ها و شعارهای فعلی هیچکدام دارای ارتباط اقتصادی نبودند در طراحی برند جدید سعی شده است تا پیامی القا شود که حامل دعوت برای درک هویت مردم شهر و پس از آن کسب منافع اقتصادی باشد.
عصر اقتصادی حاضر، پیامهای ساده‌ای مانند کاهش قیمت، افزایش کیفیت کالا و از این نوع پیامها را نمی‌پسندد. در این دوره اقتصادی گفته می‌شود اگر محصولات باکیفیت و با قیمت مناسبی را هم عرضه می‌کنید، باید برای این محصول داستان‌پردازی کرده و آن را در فضایی مثل صحنه تئاتر به مشتری عرضه کنید. این شاه بیت عصر اقتصادی جدید است که به عنوان موج چهارم اقتصادی جهان به نام «اقتصاد تجربه» مطرح می‌شود. برای یک گردشگر خارجی، اصفهان نصف جهان، محرک‌های وسوسه‌انگیزی که ترغیب‌کننده وی برای دیدن شهر باشد، ندارد. بنابراین باید از طریق پیام‌ها، سناریوها و داستان‌پردازی‌های فریبنده و وسوسه‌انگیز، گردشگر را مجاب کرد تا برای بازدید به شهر وارد شده و تجربه‌های جدیدی را در محیط‌های متنوع آن داشته باشد. برای کسب ارزش افزوده قابل توجه، باید با ادیبات جدید تجربه‌گری با مشتریان این عصر سخن گفت. آن چیزی که پیام جدیدی را به مشتریان این عصر مخابره  می‌کند، تجربه‌هاست؛ که در پشت سر خود دارای داستان است. همین نکته، کانون طراحی شعار برای برند اصفهان گردید.   
خاصیت داستان این است که نه تنها در ادبیات اقتصادی جدید حرف اول را می زند؛ بلکه ریشه در توسعه گردشگری و القای هویت مدنی ما دارد. با جا افتادن این برند، دیگر برندهای اصفهان را تقویت خواهد کرد. برای مثال همه باید بدانند داستان «اصفهان شهر زیبای خدا» چیست؟ اگر می‌گوییم اصفهان، نصف جهان قویترین برند فعلی اصفهان است؛ چنانچه داستان‌های پشت این شعار خلق و تبیین شود مطمئناً پیامهای قویتری را القا خواهد کرد.
برای یک گردشگر یکی دو بار بازدید از میدان نقش جهان یا سی و سه پل کفایت می‌کند؛ اما در این فضاها داستانهایی وجود دارد که بسیاری از آنها واقعی و هویت‌ساز است. گردشگر و حتی شهروند بایستی این داستان‌ها را در مکان خود بشنود، در این حکایتها، نقشهایی را پیدا کند؛ این نقش ها را بازی و تکرار کند تا هویت و فرهنگ اصفهانی برای او ملموس شود.
هر شهروند اصفهانی، خود صدها داستان از مکان‌ها و فضاهای این شهر دارد که با انعکاس آن به گردشگران، می تواند آنها را با داستانهای امروز این شهر عجین کند. نکته‌ای که باید به گردشگر خارجی گفت آن است که صرفا به زیبایی کالبدی و بصری اصفهان نگاه نکند؛ اگر او داستان نهفته در دل این مکان، غذا و خرید را بداند، لذت بیشتری از اصفهان کسب خواهد کرد. با رفتن گردشگر از اصفهان، او داستانهای اصفهان را در تمام دنیا تکثیر خواهد کرد و گردشگران دیگری را برای دیدن اصفهان ترغیب خواهد نمود.
برند «داستان ناگفته» می‌تواند باعث القای معنای و مفاهیم بیشتری گردد. قرار نیست این برند جدید جایگزین برندهای پیشین باشد. اصلاً بحث جایگزینی نیست؛ آن برندها سر جای خود باقی می‌مانند و این برند جدید با اهداف اقتصادی و اجتماعی خود برندهای موجود را تقویت خواهد کرد.

توسعه اصفهان با ابزار اَبَر رویدادها

اَبَر رخدادهای شهر، ابر سرمایه های شهر

ق

رخدادهای شهری زمانی که در مقیاس بزرگ و اصطلاحا با عنوان «اَبَررویداد» برنامه ریزی شوند، بازار بزرگی برای محصولات فرهنگی خلق کرده و با توسعه تولیدات و مصارف فرهنگی، کارآفرینی فرهنگی را گسترش داده و باعث ارتقاء بهره وری فرهنگی و بالطبع اشتغالزایی، ارزش آفرینی و ایجاد درآمد در این حوزه می شوند.

      

خبرگزاری ایمنا

روزنامه اصفهان زیبا

در سال های اخیر در همه جای دنیا از رویدادها یا رخدادهای شهری، استفاده ابزاری تری می شود. رویدادها و به ویژه بزرگ مقیاس آنها، به دلیل بازتاب گسترده آن در رسانه های جهان و تصویر مثبتی که از خود و در نتیجه از شهرها ایجاد می‌کنند، به ابزار ارزشمندی برای معرفی شهرها به ویژه در عرصه های بین المللی تبدیل شده و از این رو جایگاه ویژه ای در بازاریابی و توسعه اقتصادی شهرها پیدا کرده اند. برگزاری یک رویداد موجب اعتباربخشی، توجه رسانه ها و سرازیر شدن سرمایه ها به شهر شده و در پی آن تأمین هر چه بهتر نیازهای مردم و رشد و توسعه منطقه را به همراه دارد.
اگر سری به شهرهای دنیا و برنامه های توسعه راهبردی شان به خصوص در زمینه توسعه گردشگری و فرهنگی آنها بزنیم می‌بینیم که در کوران تلاطم سیستم های اقتصادی و پیش بینی ناپذیری آنها، شهرها به منظور بقا در عرصه رقابت از استراتژی‌هایی استفاده می کنند که بر منابع ذاتی شان مثل فضاها، استعدادها و تاریخ آنها متمرکز است. رخدادهای بزرگ شهری از مهمترین ابزار به نمایش گذاشتن و بهره‌برداری از این منابع به منظور جذب گردشگر، شهروند عالی و سرمایه گذار است.
فشارهای جهانی شدن و مشکلات ناشی از تغییرات اقتصادی و همچنین نیازمندی به ایجاد هویت های مدنی جدید موجب شده تا شهرها در استفاده از دارایی ها و منابع فرهنگی خود از طریق جشنواره ها، نمایشگاه ها و مسابقات قهرمانی برای ایجاد تمایز، بازسازی ساختار شهری و ایجاد رونق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تلاش نمایند. بنابراین برگزاری و ترویج رویدادهای بزرگ تبدیل به عنصر حیاتی و لاینفک استراتژی های توسعه شهری در سراسر جهان بدل شده است.
همه شهرها چه بزرگ و چه کوچک، چه ساده و چه پیچیده، به صحنه بزرگی برای خلق مستمر رخدادها تبدیل شده اند. چون برای خلق یک زندگی بامعنا باید پی در پی در آن رخداد ایجاد شود. رخدادها به دنبال خود آشکارشدگی و تغییر و تحول به همراه دارند. رخدادها (به ویژه بزرگتر و بادوام تر آنها) بر روی طرز تفکر و عقاید مردم اثر گذاشته، خرده فرهنگها را یکی کرده، سرزندگی را افزایش داده و باعث خلق هویت های جدید در شهر می شوند.
به ویژه رخدادهای شهری زمانی که در مقیاس بزرگ و اصطلاحا با عنوان «اَبَررویداد» برنامه ریزی شوند، بازار بزرگی برای محصولات فرهنگی خلق کرده و با توسعه تولیدات و مصارف فرهنگی، کارآفرینی فرهنگی را گسترش داده و باعث ارتقاء بهره وری فرهنگی و بالطبع اشتغال زایی، ارزش آفرینی و ایجاد درآمد در این حوزه می گردند.
ابَررخدادها چهار ویژگی عمده و مهم دارند که عبارت اند از:

جذب بازدیدکنندگان بسیار، دستیابی به واسطه ها و توسعه سرمایه‌گذاری، افزایش عمده درآمدها نسبت به هزینه ها و تحولات فرهنگی و اقتصادی در شهر. به علاوه باعث بهبود کیفیت زندگی شهر، فعالیت های خلاقانه، رشد مخاطبین، کارآفرینی، آموزش، تفریح و سرگرمی، بهبود تصویر ملی و بین‌المللی شهر و دستیابی به دیگر اهداف توسعه شهری می شوند. از این رو هر چقدر این ویژگی ها و شاخصه ها در رویدادهای شهری پررنگتر شده و به حداکثر خود برسد، میزان بهره وری و توسعه سرمایه های اجتماعی و فرهنگی و همچنین اثرات مثبت اقتصادی ناشی از آن نیز به مراتب ارتقا خواهد یافت.
اما در شهر اصفهان به این قویترین ابزار کلیدی و مهمترین استراتژی توسعه شهری یعنی برگزاری ابَررویدادها و تبدیل اصفهان به «شهر رخدادخیز»، تأمل و توجهی در خور نشده و بر روی آنها جهت توسعه اقتصادی شهر برنامه ریزی نشده است. این بی برنامگی در رویدادهای بزرگ مقیاسی همچون: هفته اصفهان، جشنواره فن آفرینی شیخ بهائی و جشنواره فیلم های کودک و نوجوان که به صورت سالیانه و در سطح بین المللی هم برگزار می شود، مشهود است. چرا که این رویدادها به دلیل ضعف ویژگی ها و شاخص‌های اقتصادی به خصوص عدم جذب سرمایه گذاری و ضعف درآمدزایی برای شهر نتوانسته اند خود را به جایگاه اصلی یک ابَررویداد رسانده و از این رو تأثیرات مثبت اقتصادی ویژه ای برای شهر و شهروندان به همراه نداشته اند.
با این وصف، با توجه به سبک زندگی، اصالت های فرهنگی، جاذبه های تاریخی و طبیعی، و سرمایه های انسانی ما در شهر اصفهان، و همچنین ارزش افزوده و ثروت آفرینی معتنابه ناشی از فعالیت های فرهنگی، راهبرد اصلی شهر(داری) اصفهان در حوزه اقتصادی به ویژه در زمینه گردشگری باید استفاده از رخدادهای بزرگ مقیاس باشد.
توسعه سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و انسانی اصفهان و تبدیل آنها به سرمایه های نمادین از طریق رخدادهای بزرگ‌مقیاس، بهترین رهیافت برای بهبود فضاها و جهش‌های اقتصادی شهر و تحقق منویات مقام معظم رهبری خواهد بود. منویاتی که بارها تحت شعارهای مختلف در حوزه اقتصادی نظیر اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی، تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی، حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی، و اقتصاد مقاومتی: تولید و اشتغال تکرار شده است.

فرزانه عاقریان

کارشناس معاونت هماهنگی و نظارت بر مناطق و سازمانهای شهرداری اصفهان

حس آرامش در شهر و شهروند

حس آرامش در شهر(وندان)

مهندس سمیه یزدان پرست

کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری

لینک خبرگزاری ایمنا

  شکل زندگی در عصر حاضر به ویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، شلوغی ها و انبوهی از کارهای الزام آور روزمره است که قطعا تمام این فاکتورها به افزایش استرس و سلب آرامش انسان ها کمک می کند.

آرامش حس ارزشمندی است که این روزها  کمتر کسی منکر تأثیرگذاری عمیق آن روی روح و روان افراد یک جامعه می‌شود. حسي که جای خالی آن را می شود با کمی تأمل در زندگی شلوغ و پراسترس  شهری به خوبی احساس کرد.

شهر محیطی است با گوناگونی بسیار، فضای شهر بیشترین ارتباط را با مردم و محیط زندگی برقرار می‌سازد در نتیجه نقش بسزایی در هویت‌بخشی و احساس آرامش به شهروندان دارد. در شهری که جز سر و صدای حرکت اتومبیل‌ها و موتور‌سیکلت‌ها چیز دیگری شنیده نمی شود، آدم‌ها حتی اگر بخواهند هم مجالی برای آرامش و سكوت نمی‌یبابند .

وقتی چند ساعتی در خیابان‌ها قدم می‌زنیم و به خانه برمی‌گردیم، خسته هستیم این خستگی‌ها می‌تواند ناشی از تأثیر آلودگی‌هایی باشد که از راه چشم منتقل می‌شوند یا المان‌های زاید شهری، ضایعات فلزی و... که گاهی در معابر و نمای بیرونی ساختمان‌ها دیده می‌شوند و نوعی حس بی‌نظمی را در شهر به‌وجود می‌آورند.

زیبایی، آراستگی، پاکیزگی و انسجام، بخشی از ویژگی‌ها و معیارهای مهم ارزیابی شهری سالم و آرامش‌بخش است. اگر شهروندی به عنوان مثال فقط به فکر دکوراسیون داخل منزل خود باشد و توجهی به نمای ساختمان خود نکند قطعاً حس آرامش و زیبایی خواهی همشهریان خود را نادیده گرفته و به تعهدات شهروندی خود عمل نکرده است.

شهرهای ما از نظر بصري، دچار اغتشاشي است كه بايد با بهره‌گيري از هنرهاي بصري مختلف و توجه به رنگ‌آميزي شهر و نقش گياهان و درختان، ساماني يابد تا آرامش را به شهروندان منتقل کند. براي ايجاد تغيير و تأثير در فرم شهر، هنر مي‌تواند به مثابه ابزاري كارآمد در فرآيند شكل‌گيري كالبد به خدمت گرفته شود تا شهر به گونه‌اي زيبا جلوه كند. هنگامي كه خيابانهاي شهر زيبا و جالب باشد آن شهر سرزنده و زماني كه خيابان‌هاي شهر زشت و خسته كننده باشد، شهر ملال‌آور به خاطر آورده خواهد شد.

شايد با اين استدلا‌ل بتوان به اين سوال اساسي پاسخ داد كه چگونه است حضور در برخي از فضاهاي شهري (براي مثال ميدان نقش جهان اصفهان) توأم با احساس لذت و آرامش است و حضور در فضايي ديگر خسته‌كننده است؟

در یکی احساس غرور، لذت و آرامش مي‌كنيم و در ديگري احساس كسالت، ناآرامي‌ و تلا‌طم. آيا كالبدي كه در ميدان نقش جهان هنرمندانه توسط آفريننده‌اي خلا‌ق و با ذوق بر زمين نقش بسته بر اين حس دامن نمي‌زند؟

نحوه استقرار بافت‌هاي شهري، شكل و فرم فضاهاي شهري، ميادين، پارك‌ها، نماهاي بيروني كوچه‌ها، خيابان‌ها، ساختمان‌ها، طراحي علا‌ئم شهري، طراحي شبكه‌هاي ارتباطي، طراحي ايستگاه‌هاي مترو و اتوبوس و بالا‌خره گرافيك شهري، همه و همه، در قالب هنر و فعاليت‌هاي هنري قابل طرح و بررسي است.

در کشورعزیز ما ایران، وضعیت شهرها به گونه‌ای است که شهروندان به ناچار باید خود را با شرایط حاکم بر شهرها هماهنگ کنند، چرا که اساساً این شهرها،با نگاه شهروند مداری ساخته نشده‌اند؛ بنابراین محیطی که می‌توانست زمینه مناسبی را برای زندگی بهتر شهروندان به وجود آورد، شرایط نامساعدی را برای برآورده ساختن نیازهای انسان‌ها به وجود آورده است.

به‌نظر می‌رسد مدیریت شهری و استانی و کشوری باید بر اساس تامین آرامش انسان انجام گیرد و مدیران شهری باید ایجاد حس آرامش و نشاط شهروندان را به‌ عنوان یکی از اهداف مهم در اجرای پروژه‌های شهرسازی مورد توجه قرار دهند تا میزان آرامش روحی شهروندانی به میزان قابل‌توجهی افزایش یابد.