چشم‌انداز شهر و توسعه پرچمی

(قسمت سوم)

«بهروز نصر آزادانی»

بازاریابی و توسعه پرچمی[1]

هدف اصلی توسعه پرچمی (این مفهوم گاهی معادل با پروژه‌های شاخص یا پروژه‌های محرک توسعه در ادبیات مدیریت شهری ما است)، منحصر ساختن و متمایز کردن «تغییر» برای شهر است. قابل پیش‌بینی است که تغییر فراتر از مرزها و محدده‌های فیزیکی پروژه پرچمی گسترش یافته و موجب توسعه بنیان اقتصادی و سیاسی منطقه و شهر شود.

پس بلادرنگ افق دید ما را گسترده‌تر نموده و موضوعات توسعه‌ای بزرگتری برای اجرای پروژه‌های پرچمی و سیاست‌های آتی که ساختار شهر را فراسوی هزاره سوم شکل خواهند داد، مطرح می‌کند. توسعه پرچمی بخشی از «فروش» یک پهنه و بازاریابی شهر است. این نکته از خود پروژه‌ها و هم از مفاهیم گسترده‌تری نشأت می‌گیرد که ما می‌توانیم از آنها آموزه‌های ارزشمندی برای خط‌مشی‌ها و توسعه‌های آینده فرابگیریم.

1.1.      تعریف

نخست لازم است که توسعه پرچمی را تعریف نماییم. توسعه پرچمی عبارت است از توسعه‌هایی بسیار ارزشمند و برجسته که نقشی تأثیرگذار و کاتالیزوری در بازآفرینی شهری دارند و زمانی توجیه‌پذیرند که بتوانند دیگر سرمایه‌گذاری‌ها را جذب کنند. گرچه در مرحله بعدی یک دسته‌بندی دقیق‌تری ارائه خواهد شد ولی در اینجا اشاره می‌کنیم که توسعه پرچمی متشکل از عناصر زیر است:

  • · توسعه‌ای که خودش اصالت دارد که شاید خودپایدار باشد یا نباشد؛
  • · نقطه تجمعی است برای سرمایه‌گذاری بیشتر؛
  • · ابزار بازاریابی است برای یک پهنه یا شهر.

این پیشرانه کلی و عمومی، کاملاً جدید نیست. این نوع توسعه در بخش خصوصی و عمومی محلی دارای پیشینه‌ای طولانی است و نظرش بر این بوده که فوائد گسترده‌تری نسبت به کارکرد بلافاصله توسعه داشته باشد. در مفهوم خاص پروژه‌های پرچمی، «ظرافت‌های» تازه‌ای وجود دارد. نقش آنها در بازآفرینی شهری در دهه 1980 بسیار مهم و معنادار بوده است که ناشی از توسعه پیش‌کنشگر پرچمی، برچسب‌گذاری تعقیبی پروژه‌ها و همچنین کاهش هزینه‌های کلی حکومت مرکزی در بازآفرینی شهری در مناطق مرکزی شهر می‌شود. با وجود این، شاخص‌ترین نقش آنها، در کاوش تجربی و توسعه مفاهیم بازاریابی برای پروژه‌ها و در واقع برای بازاریابی شهر بوده است.

1.2.      خاستگاه‌ها

مفهوم خاص توسعه پرچمی از بالتیمور ایالات متحده سرچشمه می‌گیرد که الهام‌بخش بسیاری از پروژه‌ها و الگوی چندین پروژه دیگر شد. بالتیمور رکود بلندمدتی را تجربه می‌کرد و تصویر ضعیفش، محصول و نتیجه محرومیت‌ها و آشوب‌های دهه 1960 در آن بود. در 1970، یک نمایشگاه شهری در بالتیمور برگزار گردید که موفق شد گروه‌های علاقه‌مند و چندین محله متفرق را با هم متحد سازد. نمایشگاه طی دو سال برگزاری موفق شد نزدیک به 2 میلیون بازدیدکننده را جذب کند. بنابراین حس غرور شهروندی در این شهر دوباره احیاء شد. ولی با آغاز رکود اقتصادی در سال 1973، موج دیگری از حشو و افزونگی به راه افتاد. از همین رو، تصمیمی مبنی بر نهادینه‌سازی و تجاری‌سازی تجربه نمایشگاه گرفته شد. نتیجه آن ساخت مرکز تحقیقات مریلند، تالار ملّی، مرکز همایش‌ها، تفرجگاه ساحلی، هتل‌ها و طیف گسترده‌ای از مراکز تفریحی و رفاهی و خرده‌فروشی بود. بالتیمور به آنجا رسید که بر روی جلد مجله تایمز با نام «شهر تجددگرا» و منطقه مرکزی هاربر آن به عنوان مقصد گردشگران بین‌المللی مطرح و این پروژه پرچمی خلق شد.

آغاز دهه 1990، چنین تصویر امیدوارکننده‌ای از بالتیمور وجود نداشت. بسیاری از فقیرترین محله‌های شهر از این رشد تازه دور بودند و اثر پاششی یا تراوشی[2] اقتصاد در شهر محدود بود. به طور کلی، رکود اقتصادی بر روی گردشگری و خرده‌فروشی[3] تاثیر گذاشت و مازاد عرضه گسترده‌ای در میان املاک تجاری توسعه‌یافته بوجود آمد. این قضیه باعث شد کل فشار توسعه، شرایط محله‌های فقیر را بخاطر سوق دادن منابع از مسکن به سمت بازار داغ ملک، وخیم‌تر سازد.

در بخش آینده به این فرضیه پاسخ خواهیم داد:

آیا مهم نیست که توسعه‌های پرچمی، ابزارهای گران‌قیمتی برای ترفیع مؤثر بازآفرینی شهری یعنی رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی در یک پهنه‌اند؟

 

ادامه دارد



[1] Flagship

[2] trickle-down effect

[3] Retailing