سیاست‌سنجی-2

سیاست‌سنجی می‌کوشد تا خلأهای سیاستی شهر و شهرداری را با شهروندان و کارکنان شهرداری به اشتراک بگذارد. لطفا نظرات خود را پیرامون موضوع متن ذیل از طریق تلفن 32344390 با مدیریت هماهنگی و نظارت بر مناطق و سازمان‌های شهرداری در میان بگذارید تا گامی برای کمک به تصمیم گیری بهتر و خدمت‏گذاری بیشتر باشد. از مشارکت عمومی گرفته تا برنامه ریزی مشارکتی؛  تیری که به هدف می‌نشیند.

مشارکت مردمی مقدمه و لازمه رسیدن به توسعه پایدار شهری است. مشارکت شهروندان، ابزاری برای تقویت مدیریت شهری و انجام وظایف به نحو مطلوب است. بنابراین اگر سبک زندگی مردم و منش مدیران به گونه‌ای باشد که مردم از شهروند فعال به شهرنشین تنزل پیدا کنند، نه تنها شاهد رشد و شکوفایی شهر نخواهیم بود، بلکه باید منتظر از بین رفتن حس اعتماد، تعلق به شهر و مواجه شدن با کمترین میزان کارکرد و بهره وری در نظام مدیریت شهری باشیم. احتمـالا معروف‌ترین بررسـی مشـارکت شـهروندی، نردبان مشـارکت شــهروندی ارنشـتاین (1969) اسـت، کــه مشارکت را از وجـه قــدرت شـهروندان بررسی می‌کند. ارنشـتاین، مشـارکت را بـه عنـوان توزیـع مجدد قـدرت تعریف می‌کند بــه گونـه‏ای که امکانی ایجاد شـود تا شـهروندان بـدون قـدرت کــه در حـال حاضر از فرایندهای سیاسـی و اقتصادی حذف شـده‏اند، در آینده، عامدانه مشـمول توجه واقع شــوند. بــه نظــر او در پایین‌ترین پلــه، هیـچ قدرتـی بــرای مشــارکت وجــود نــدارد. در پلـکان دوم کـه بحـث آگاهی از فراینـد تصمیم گیــری است عمدتا غیــر واقعــی اســت و تنهــا آگاهــی از وضعیـت مشـارکت مـدنظـر اسـت. در پلـکان سـوم موضوع آگاهــی و اطــلاع رســانی قــرار دارد؛ ایــن قسـمت فراینـد آگاه سـازی شـهروندان است. در پلـکان چهـارم کـه مشـورت و مشـاوره اسـت، قبـل از اجـرا بـا نظرسـنجی از نظـرات شـهروندان مطلـع می‌شویم، ولـی اگـر جنبـه صـوری داشـته باشـد نظـرات زیــاد جــدی قلمــداد نمی‌شود. البته بین مشارکت تشریفاتی، ساختگی و مشارکتی که نشانگر قدرت واقعی تأثیر در نتایج و فرایند برنامه‏ریزی‏هاست تفاوت زیادی وجود دارد. تشکیل شورای شهر به انتخاب مردم، شاید ابتدایی‌ترین سطح ایفای نقش مشارکت عمومی باشد که با محقق شدن آن در این سال‌ها باید قدم‏های بعدی را در این مسیر برداشت. در این راستا مشارکت مردم با رویکرد پیامدنگر و در واقع حرکت از مشارکت عمومی به سمت برنامه‏ریزی مشارکتی، می‌تواند دریچه‏ای به سوی بهره‏مندی از مشارکت باشد. با قدم برداشتن در پله‏های مشارکت در می‏یابیم که قدم اصلی جهت دستیابی به مشارکت واقعی، مشارکت در برنامه‏ریزی و تصمیم‌گیری است.گام مهم در این مسیر، تغییر نگرش مسئولان به شهروندان است.

مک نایت (1995) معتقد است یکی از اصلی‌ترین مشکلات در جوامع، صدمه دیدن سرمایه اجتماعی از طریق حرفه‌ای شدن مراقبت و حمایت در برنامه ریزی و نظام‌های خدماتی است. محله‌ها و ساکنان آنها به عنوان موجوداتی نیازمند، صدمه‌دیده، دارای کمبود و مشکلاتی که باید حل شوند دیده شده و از آنجا که آنان مشکل و معضل قلمداد می‌شوند، پس فرض بر آن است که «منِ» متخصص، «منِ» حرفه مند خدمت‏رسان، جواب و راه حل مشکل هستم، نه شما! البته صحبت ما نفی تخصص و اعلام عدم نیاز به متخصصان نیست، بلکه سخن بر سر تماشاچی بودن و مفعول انگاشتن مردم در هر موضوع و مقوله است. اگر بخش دولتی، بخش عمومی، بخش خصوصی، نهادهای مدنی، انجمن‌های تخصصی، سازمان‌های اجتماعی سنتی و توده مردم یا گروه‏های هدف هر موضوع، طرح یا پروژه در رابطه‌ای برابر و غیر آمرانه هم‌فکری کنند، به چهارچوب مفهومی اجماع شده و مناسبی برسند، منابع گوناگون اعم از دولتی و خصوصی را مشخص و آماه سازند، برنامه‏ریزی کرده و در هنگام اجرا نظارت مستمر داشته باشند و هرجا که لازم باشد بازبینی به عمل آورند، آن زمان است که مشارکتی پویا، واقعی و خردمندانه شکل خواهد گرفت.به این منظور شایسته است برای آغاز راه مشارکت شهروندان در برنامه‏ریزی به جای اینکه بودجه سالیانه صرفا در جلسات اداری و پشت درهای بسته جمع بندی شود، که ممکن است با ضریب خطای فراوانی روبه‌رو بوده و با درخواست‌های مردمی فاصله داشته باشد، روش‏های مکمل دیگری را هم مد نظر بگیریم. آیا می‌شود وبگاهی برای نظرسنجی و وزن‌دهی به برنامه‌های هر منطقه توسط شهروندان در نظر گرفت؟ تشکیل اتاق فکرهای مردمی با حضور اقشار مختلف در فراخوان‌های عمومی و خصوصی یکی از راه حل‌های آن است. برای مثال بهتر نیست برای ساخت یک فضای مناسب کودکان اعم از پارک یا سایت بازی و ... از خود مردم و حتی کودکان نظر خواست؟ با مشارکت بیشتر مردم می‌توان حس مشارکت، هویت و تعلق به شهر را در مردم زنده‏تر کرد. پیشنهاد می‌شود برای آغاز این حرکت، جمعی از فرهیختگان در قالب شورای معتمدین منطقه دعوت و تصمیم‌گیری در خصوص هزینه‌کرد 1 تا 3 درصد از بودجه عمرانی و فرهنگی هر منطقه به آنها سپرده شود. به نظر می‌رسد در بودجه ریزی، قرار دادن ردیفی جهت مشارکت شهروندان فرهیخته لازم بوده و ضریب خطای ما را در حل معضلات و مشکلات شهری به حداقل می‌رساند. همچنین حس رضایت، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی شهرداری را افزایش خواهد داد. به امید اینکه با افزایش مشارکت مردمی، به زودی تیرهای پرتابی ما به هدف تحقق بنشیند.