چشمانداز شهر و توسعه پرچمی(بخش نخست)
چشمانداز شهر و توسعه پرچمی
« بخش نخست»
بهروز نصر آزادانی

چشم اندازهای شهری
تغيير جزء جداییناپذیر جامعه ماست. مقیاس و سرعت تغيير در طول دهه 1980 شتابی پیدا نموده و در پايان اين دهه مشخص شد که بسياري از اين تغييرات دارای اهمیتی ماندگار و دیرپا هستند. فروپاشي بلوك شرق چشمگيرترين مجموعه از اين رويدادها بود. اين فرآيند و نويد تحولات بيشتر همچنان ادامه خواهد داشت. همانطور كه فرهنگ غالب غرب به سمت یک هزاره یا دوران طلايي پيش میرود، روانشناسي سالهاي آينده انتظاراتي را پیرامون آنچه پیش میآید و چشماندازی که مردم تمايل دارند ببینند به وجود میآورد.
ما در سدهي آينده میخواهیم چه نوع شهرهايي را ببينيم؟ چگونه از اينجا به آنجا دست خواهيم يافت؟ بررسی تجارب ما از دوران اخير به منظور شكلدهي به فرآيندهايي كه محيط شهري ما را شكل و تغییر خواهند داد، اساس تحقق انتظارات ماست. نوسازی بافت موجود و بازآفرینی بافتهای ناکارآمد و متروکه يكي از بزرگترين چالشهاي پيش روي ما در مسیر رفاه جامعه است. اين چالش نه تنها دربرگيرنده کالبد شهر است، بلكه متأثر از فساد و تباهی نيز هست. بنابراين اين موضوع دو پرسش اساسي را مطرح ميکند. پرسش اول در ارتباط با ميزان شكاف بين چشمانداز ما براي شهرها و محدوديتهاي دستيابي به اين امر در شرايط اقتصادي، سياسي و اجتماعي متغيري است كه در سالهاي آينده وجود خواهد داشت. دومين پرسش بايد به ماهيت چشمانداز ما براي شهرهاي آينده رسیدگی کند و بايد بپذیریم كه چشمانداز ما به طور قابل ملاحظهاي تغيير کرده و خواهد كرد. چشماندازهای ما معمولاً ملغمهای از ايدههاست. اين ايدهها از تمايلات و نگرانيهاي کنونی شكل ميگيرد، مانند:
- محيط سالم، امن و جذاب؛
- شهري بدون بيخانمان؛
- شهري كه شهروندان و سازمانها به جاي دستاندازی، در آن سهيم باشند؛
- خانه و درآمد كافي براي هر فرد؛
- فرصتهایی برای تعقیب منافع تجاري، توسعه و ديگر فعاليتها؛
- ارتباطات و زيرساختهاي خوب؛
- شهري با فرهنگ عالي؛
هر يك از اين ايدهها اشاراتي براي اجرا دارد. اين ايدهها از كجا سرچشمه ميگيرد؟ چه كسي درباره پروژهها و ابتکار عملهای مورد نياز برای تحقق چشمانداز، تصميم ميگيرد؟ برخي از ايدهها با يكديگر ناسازگارند و در فرآيند خطمشيگذاري ناديده انگاشته ميشوند يا در رقابت بر سر منابع در بازار هدف گم ميشوند.
به طور قطع، چشمانداز روشنی از آينده محيط شهري ما از دهه 1960 وجود نداشته است. شايد چشمانداز همیشه كاملاً واضح نبوده، اما احساس مشترکي نسبت به یک آرمان یا فرجام «عقلاني» وجود داشته كه در تلاش براي تعیین آينده، همواره بر سر آن چانهزنی یا مبارزه میشده است. بنابراين حس تازهای نسبت به چشمانداز شبیه به يك «پروژه شهري جامع» براي توسعه هدفمند آينده چه با ديدگاه پارتيزاني چه با نگرش رفاه بیشتر اقتصادي و اجتماعي لازم است (هاروی، 1989الف). براي اينكه چشمانداز در حال پیدایش، تحققپذیر و اجرایی باشد، بايد با مشاركت گسترده افراد تاثيرگذار جامعه نظیر افراد محلي، منتخبی از گروههای علاقمند، سياستمداران، توسعهگران و صاحبان مشاغل صورتبندی شود. چشمانداز به چيزي بيش از یک پذيرش ساده و حداقل مشروعيت قانوني نیاز دارد؛ چشمانداز نيازمند حمايت فعال و درجه بالايي از مشاركت است..... (ادامه دارد)